الفيض الكاشاني
433
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گويد افشاى سلام كرده و هركس اهل و عيال خود را غذا دهد تا سير شوند اطعام طعام كرده ، و آن كه ماه رمضان را روزه گيرد و از هر ماهى سه روز آن را روزه بدارد به روزه مداومت كرده است . و كسى كه نماز عشاء و بامداد را به جماعت گزارد در حالى كه مردم درخوابند نماز شب به جا آورده است و مقصود از مردم يهود و نصارا و مجوسند « 1 » . » از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء قول خداوند : وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ * « 2 » پرسش شد ، فرمود : « كاخهايى هستند از مرواريد ، در هر كاخى هفتاد سرا از ياقوت سرخ است ، در هر سرا هفتاد خانه از زمرّد سبز و در هر خانه تختى و بر هر تختى هفتاد فراش رنگارنگ و بر هر فراشى همسرى از حور عين است ، در هر خانهاى هفتاد سفره و بر هر سفرهاى هفتاد نوع طعام ، و در هر خانهاى هفتاد خادمه است ، در هر بامداد به مؤمن آن مقدار نيرو داده مىشود كه بتواند با همهء آنها همبستر شود « 3 » . » چگونگى ديوار بهشت و زمين و نهرها و درختان آن ( 1 ) اكنون در ظاهر بهشت و رشك و غبطهاى كه ساكنانش نسبت به آن دارند تأمل كن و به دريغ و افسوس كسانى بينديش كه از آن محروم شدهاند و به جاى آن به دنيا بسنده كردهاند . از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه : « ديوار بهشت خشتى از طلا و خشتى از نقره و خاك آن زعفران و گل آن مشك است « 4 » . » از تربت بهشت از آن حضرت پرسيدند فرمود : « نان سپيد آميخته به مشك خالص است « 5 » . » پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هر كس شاد مىشود كه خداوند در آخرت به او شراب بياشاماند آشاميدن آن را در دنيا ترك كند ، و هر كس خوشحال مىشود كه خداوند در آخرت به او حرير بپوشاند پوشيدن آن را در دنيا ترك كند « 6 » » و نيز : « نهرهاى بهشت از زير تپهها يا كوههايى از مشك جارى مىشود « 7 » . »
--> ( 1 ) الّترغيب بيهقى ، ج 4 ، ص 511 . ( 2 ) صفّ / 12 : . . . و در منازل پاكيزه در بهشت جاويدان جاى مىدهد . ( 3 ) طبرانى ، بيهقى نظير آن ، الترغيب و الترهيب ، ج 4 ، ص 517 . ( 4 ) بزّار از حديث ابى سعيد خدرى ، ابن ابى الدنيا از حديث ابى هريره موقوفا ، المغنى ، الّترغيب . ( 5 ) مسلم از حديث ابى سعيد ، احمد از حديث جابر بن عبد اللّه . ( 6 ) الاوسط طبرانى با سند حسن ، المغنى . ( 7 ) صحيح ابن حبّان ، الّترغيب ، ج 4 ، ص 517 ، از حديث ابى هريره .