الفيض الكاشاني
428
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چگونگى بهشت و نعمتهاى آن ( 1 ) بدان در برابر سرايى كه غمها و اندوهها و شرور آن را دانستى سراى ديگرى است كه بايد در نعمتها و شادمانيهاى آن بينديشى چه كسى كه از يكى از اين دو سرا دور افتد ناگزير در ديگرى جاى مىگيرد . بنابراين با دوام تفكّر در اهوال دوزخ خوف را در دلت برانگيز ، و با تفكّر بسيار در نعمتهاى دايمى كه به اهل بهشت وعده داده شده اميد را در خود زنده بدار و نفس خويش را با تازيانهء خوف و زمام رجاء به صراط مستقيم بران كه به اين طريق مىتوان به ملك عظيم كه خداوند وعده داده است رسيد و از عذاب اليم ايمنى يافت . دربارهء بهشتيان بينديش كه در رخسارشان تازگى و خرّمى نعيم است ، از رحيق مختوم ( شراب ناب سربسته ) كه با مشك مهر شده است مىآشامند و بر منبرهايى از ياقوت سرخ در درون خيمههايى از مرواريد سفيد آبدار كه در آن فرشهاى عبقرى سبز گسترده شده است مىنشينند و بر تختهاى نصب شده در كنار جويهايى كه شراب و عسل در آنها روان است تكيه مىزنند ، غلمان و ولدان بر گرداگرد اين خيمهها حلقه زده و به حور عينهايى كه خيرات حسان و همچون ياقوت و مرجانند آراسته شدهاند ، حوريانى كه پيش از اين دست هيچ انسان و پرى به آنها نرسيده است و در درجات بهشت مىخرامند ، هنگامى كه يكى از آنها خرامان به راه مىافتد هفتاد هزار تن از ولدان اطراف جامهء او را كه از ديباى سپيد نو مىباشد و چشم هر بيننده را خيره مىكند حمل مىكنند در حالى كه تاجهايى جواهر نشان كه مرصّع به انواع مرواريد و مرجانند بر سر دارند ، حوريانى كه عشوهگر و با غمزه و ناز و بى نهايت خوشبويند و از پيرى و بد حالى مصون مىباشند و در كاخهايى از ياقوت در وسط باغهاى بهشت سرا پرده افراشته و چشمان آهووش خود را از نگاه جز به همسر خود باز داشتهاند ، و به پاداش اعمال نيكى كه بهشتيان انجام دادهاند خادمان و ولدان كه همچون مرواريد غلطانند با كوزهها و ابريقها و جامهاى پر از آب خوشگوار كه مايه لذّت آشامندگان است بر گرد حوريان و همسران آنها مىگردند ، و اينان در مقامى امن ، در ميان باغها و چشمه سارها ، در درون بهشتها و جويبارها ، در جايگاه صدق و در پيشگاه پادشاهى مقتدر بسر مىبرند در حالى كه به وجه كريم او مىنگرند و تازگى و خرّمى نعمتها از رخسار آنها تابان است . گرد نادارى و خوارى بر چهرهء آنها نمىنشيند بلكه آنها بندگانى مكرّم و محترمند ، و به انواع تحفهها از سوى پروردگارشان بهرهمندند ، و در آن تا ابد به هر چه نفوس آنها مايل است از آن برخوردار مىشوند ، بيم و اندوهى در بهشت ندارند و از حوادث روزگار ايمنند ، در آن جا با تنعّم به سر مىبرند ، و از انواع طعامهاى آن مىخورند ، و از نهرهاى شير و شراب و عسل آن