الفيض الكاشاني
417
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىاندازند در حالى كه در غلّ و زنجيرند و در بالا و زير و راست و چپ آنها آتش است بلكه غرقه در آتشند و طعام و شراب و لباس و بستر آنها از آتش است ، آنان در ميان پارهاى آتش بسر مىبرند و جامههاى قطران مىپوشند ، و گرزهاى آهنين بر آنها فرود مىآيد ، و سنگينى زنجيرها آنان را به ستوه مىآورد ، ناگزير در تنگناهاى آن داخل مىگردند و در دركات آن شكسته و خرد مىشوند و در ميان تاريكيهاى آن سراسيمهاند ، آتش آنها را مانند ديگ جوشان به جوش مىآورد و صداى آنها به ويل و ثبور بلند مىشود ، و در هر زمان فرياد هلاك شدم سر مىدهند ، آب جوشان بر سر آنها ريخته مىشود و بر اثر آن آنچه در شكم دارند گداخته و پوست بدنشان بريان مىگردد ، براى آنها گرزهاى گران آهنينى است كه سرهايشان بدانها خرد مىشود ، چرك و زرداب از دهنهايشان سرازير مىگردد ، و جگرهايشان از تشنگى پاره پاره و چشمهايشان گداخته و بر صورتهايشان جارى مىشود ، گوشت صورتشان و مويهايشان بلكه پوستهايشان از هر طرف فرو مىريزد ، و هر زمان پوست آنها سوخته شود پوست ديگرى به جاى آن به آنها داده مىشود ، استخوانهايشان از گوشت تهى و ارواحشان به عروق و رشته اعصابشان وابسته است ، در ميان آتشها آواز بر مىآورند و آرزوى مرگ مىكنند ليكن نمىميرند . چگونه خواهى بود هرگاه به آنها نظر افكنى و مشاهده كنى كه صورتهايشان از زغال سياهتر شده و چشمهايشان كور ، زبانهايشان لال ، پشتشان شكسته ، استخوانهايشان خرد شده ، گوشهايشان بريده ، پوستهايشان دريده و دستهايشان به گردنشان و پاهايشان به موى بالاى پيشانيشان بسته شده است ، آنها بر روى صورتهايشان در آتش حركت مىكنند ، و با خشمهايشان از روى خار و خس آهنين مىگذرند ، شعلههاى آتش تا اعماق درونشان را مىسوزاند و مارهاى هاويه و كژدمهاى آن به ظواهر اعضايشان چسبيده است . اينها مجمل احوال دوزخيان است اكنون در تفصيل اين اهوال بينديش و نخست دربارهء واديهاى دوزخ و درّههاى آن تفكّر كن چه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « همانا در جهنّم هفتاد هزار وادى است و در هر وادى هفتاد هزار درّه است و در هر درّه هفتاد هزار اژدها و هفتاد هزار كژدم است ، كار كافر و منافق به پايان نمىرسد و مگر آنگاه كه همهء آنها او را بگزند » « 1 » . از على عليه السّلام روايت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « به خدا پناه بريد از چاه غم يا وادى
--> ( 1 ) عراقى گفته است : من همه اين حديث را بدين صورت نيافتم .