الفيض الكاشاني

352

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كسى كه توشهء راه را براى رسيدن به مقصد بخواهد چون به مقصد رسد از مفارقت بقيّهء توشه خوشحال مىشود زيرا او توشه را به خاطر خود آن نخواسته است . و اين حالت كسى است كه از دنيا جز به مقدار ضرورت برنگيرد ، و همواره دوست مىدارد كه اين ضرورت بر طرف و از آن بى نياز شود ، اينك چيزى را كه دوست داشته برايش حاصل شده و از اين ضرورت بى نياز گرديده است . اينها انواع عذاب و آلام بزرگى است كه پيش از دفن به او رو مىآورد ، و پس از دفن ممكن است روح او به جسد باز گردد تا انواع ديگرى از عذابها به او داده شود ، و نيز ممكن است مورد عفو قرار گيرد . حالت كسى كه به دنيا متنعّم و به آن اطمينان كرده ، حال كسى است كه در غيبت پادشاه در خانه و حريم و مملكت او به خوشگذرانى مشغول شود به اطمينان آن كه شاه نسبت به او سهل‌گيرى خواهد كرد و يا از اعمالى كه مرتكب مىشود آگاه نيست . ليكن شاه ناگهان او را دستگير و نامه‌اى را بر او عرضه مىكند كه جنايات و اعمال زشت او ذرّه بذرّه و گام بگام در آن نوشته شده است ؛ و پادشاه فرمانروايى قهّار و چيره و دربارهء حرم خود غيور و نسبت به جنايتكاران بر مملكت سختگير و انتقامجو و در برابر كسانى كه از مجرمان شفاعت كنند بى اعتنا مىباشد . بنابراين بنگر كه حالت چنين فرد دستگير شده‌اى پيش از آن كه عذاب پادشاه درباره‌اش به اجرا درآيد چگونه است و چقدر دستخوش ترس و شرمندگى و افسوس و پشيمانى خواهد بود . آرى اين حال مردهء بد كردارى است كه به دنيا فريفته شده و به آن اعتماد كرده پيش از آن كه عذاب قبر بلكه عذاب هنگام مرگ بر او نازل شود و ما از آن به خدا پناه مىبريم ، چه رسوايى و فضيحت و پرده دريدگى از هر عذابى كه بر تن وارد شود اعمّ از زدن و بريدن و جز اينها بزرگتر و دردناكتر است . آنچه گفته شد اشاره‌اى است به حالت ميّت هنگام مردن و صاحبان بينش با ديدهء باطن كه قويتر از چشم ظاهر است آنها را ديده‌اند و دلايل كتاب و سنّت نيز گواه بر آنهاست . بلى پرده برداشتن از كنه حقيقت مرگ ممكن نيست چه كسى كه حقيقت حيات و زندگى را نمىداند نمىتواند حقيقت مرگ را بشناسد و شناخت حقيقت حيات منوط به شناخت حقيقت روح و درك چگونگى ذات آن است و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازه داده نشد كه در اين باره سخن گويد و بر اين بيفزايد كه : الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ، و هيچ يك از عالمان دين را نمىرسد كه از راز روح پرده بردارند اگر چه بر آن آگاه شده باشند و آنچه در آن اجازه داده شده آن است