الفيض الكاشاني
353
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كه حالت روح را پس از مردن بيان كنند ، آيات و اخبار بسيارى دلالت دارد بر آن كه مرگ عبارت از معدوم شدن روح و ادراك آن نيست : امّا آيات : خداوند درباره شهيدان فرموده است : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ « 1 » . امّا اخبار : در جنگ بدر هنگامى كه بزرگان عرب كشته شدند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كشتگان را صدا زد كه : اى فلان ، واى فلان قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا ؟ « 2 » گفته شد : اى پيامبر خدا ! آيا آنها را صدا مىكنى در حالى كه مردگانند ؟ فرمود : « سوگند به آن كه جانم در يد قدرت اوست آنها در شنيدن اين سخن از شما شنواترند جز اين كه قادر به پاسخگويى نيستند . » « 3 » اين گفتار صراحت دارد بر بقاى روح شقى و بقاى ادراك و معرفت آن ؛ همچنين آيهء مذكور صريح است بر بقاى ارواح شهيدان ، و هيچ مردهاى از سعادت و شقاوت خالى نيست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « قبر يا حفرهاى از حفرههاى آتش و يا سبزه زارى از سبزه زارهاى بهشت است » « 4 » ؛ و اين نيز صريح است بر اين كه مرگ معنايش دگرگونى حال است و بس ، و سعادت و شقاوتى كه پس از آن مرده را فرا مىگيرد بدون تأخير به هنگام مردن دامنگير او مىشود و تنها برخى از انواع عذاب و ثواب به تأخير مىافتد نه اصل آنها . انس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرموده است : « مرگ قيامت است كسى كه بميرد قيامتش بر پا شده است » « 5 » ؛ همچنين فرموده است : « هنگامى كه يكى از شما بميرد بامداد و شام جايگاه او به وى عرضه مىشود اگر از اهل بهشت باشد از بهشت و اگر از اهل دوزخ است از دوزخ خواهد بود ، و گفته مىشود : اين جايگاه تو است تا روز قيامت كه خدا تو را بر انگيزد . » « 6 » پوشيده نيست كه حالت ميّت از مشاهدهء اين جايگاهها چگونه خواهد بود .
--> ( 1 ) آل عمران / 169 : هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدند مردگانند ، بلكه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند . ( 2 ) اعراف / 44 : آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود همه را حقّ يافتيم ، آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حقّ يافتيد ؟ ( 3 ) صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 136 ، از حديث عمر بن خطاب . ( 4 ) سنن ترمذى و غيره ، و در كتاب خوف و رجا ذكر شده است . ( 5 ) الموت ابن ابى الدّنيا ضعيف ( المغنى ) . ( 6 ) صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 118 .