الفيض الكاشاني
326
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گرفت ما را بدان بشارت ده و اگر دانستهاى كه ما در برابر آن مغلوب خواهيم شد دربارهء ما سفارش كن ، فرمود : پس از من شما مستضعف خواهيد بود و ديگر چيزى نفرمود . آنها برخاستند در حالى كه گريه مىكردند و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نوميد شده بودند . پس از آن كه آنها از نزد آن حضرت بيرون رفتند فرمود : علىّ بن ابى طالب و عمويم عبّاس را نزد من باز گردانيد ، چون آنها حاضر شدند به عبّاس فرمود : اى عمّ ! آيا وصيّتم را مىپذيرى و وعدههايم را وفا و وامهايم را ادا مىكنى ؟ عبّاس گفت : اى برادر زاده عمويت پيرى سالخورده است و عائلهاى سنگين دارد ، و تو در جود و كرم بر باد پيشى مىگيرى . و وعدههايى را بر عهده گرفتهاى كه عمويت نمىتواند به ايفاى آنها اقدام كند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رو به امير مؤمنان عليه السّلام كرد و فرمود : اى برادر ! آيا وصيّت مرا مىپذيرى و وعدههايم را وفا و وامهايم را ادا و پس از من به اصلاح امور خانوادهام قيام مىكنى ؟ عرض كرد : آرى اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نزديك من بيا ، امير مؤمنان به نزديك او رفت ، آن حضرت وى را به سينهء خود چسبانيد و ميان دو چشمش را بوسيد و يكديگر را در آغوش كشيدند و هر دو گريستند آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انگشترش را از انگشتش بيرون آورد و به امير مؤمنان فرمود : اين را بگير و در دست خود كن سپس خواست تا شمشير ، زره ، جامهء جنگ ، اسب ، ناقه ، قاطر و شالى را كه به هنگام پوشيدن سلاح و بيرون رفتن براى جنگ بر كمر مىبست حاضر كنند و همهء آنها را به امير مؤمنان عليه السّلام داد و فرمود : آنها را به اميد خدا به منزلت ببر . راوى مىگويد : ابن عبّاس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه ورود خواست آن حضرت به او اجازه داد ، چون وارد شد عرض كرد : اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد آيا اجل تو نزديك شده است ؟ فرمود : آرى ، عرض كرد ؟ اى پيامبر خدا مرا چه دستورى مىدهى ؟ فرمود : اى پسر عبّاس مخالفت كن با كسى كه با على مخالفت كند و پشتيبان و دوست آنها مباش . ابن عبّاس عرض كرد : اى پيامبر خدا ! چرا مردم را دستور نمىدهى كه مخالفت با او را ترك كنند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گريست به طورى كه از هوش رفت ، و پس از آن كه به حال خود آمد فرمود : اى ابن عبّاس قلم تقدير و علم پروردگار نسبت به آنها پيشى گرفته ، سوگند به آن كه براستى مرا به پيامبرى برانگيخته است هيچ يك از كسانى كه با او مخالفت و حقّ او را انكار كنند از دنيا نمىرود جز اين كه خداوند نعمتى را كه به او ارزانى داشته است دگرگون مىكند . اى پسر عبّاس اگر مىخواهى خداوند را در حالى ملاقات كنى كه از تو خشنود باشد راه علىّ بن ابى طالب را برگزين و به هر سو كه رو آورد رو آور و به پيشوايى او خشنود باش و دشمن بدار كسى را كه با او دشمنى كند و دوست بدار آن كه را با او دوستى ورزد ، اى ابن عبّاس بپرهيز از