الفيض الكاشاني
327
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
آن كه دربارهء او شكّ كنى چه در شك در علىّ كفر به خداست . سپس اصحاب آن حضرت براى عيادت بر او وارد شدند و چون اجتماع حاصل شد ابو بكر به پا خاست و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! اجل كى فرا مىرسد ؟ فرمود : فرا رسيده ، عرض كرد : باز گشت تو به كجاست ؟ فرمود : به سدرة المنتهى ، به جنّة المأوى ، به رفيق اعلى ، به كأس اوفى و به زندگى گوارا . ابو بكر گفت : چه كسى از ما غسل تو را به عهده خواهد داشت ، فرمود : مردى از خاندانم نزديكترين پس از نزديكترين . ابو بكر گفت : در چه چيزى تو را كفن كنيم ؟ فرمود : در همين جامهام يا در حلّهء يمانى و يا در پارچه سفيد مصرى ، عرض كرد : نماز بر تو چگونه است ؟ راوى مىگويد : در اين هنگام زمين به سبب گريهء حاضران به خود مىلرزيد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها فرمود : آرام باشيد خدا شما را بيامرزد ، وقتى كه غسلم دادند و كفن كردند مرا در خانهام بر روى تختى كنار قبرم بگذاريد سپس ساعتى از كنار من بيرون رويد چه خداوند نخستين كسى است كه بر من نماز مىگذارد سپس فرشتگانند و سپس دسته دسته بر من وارد شويد و نماز بر من را نزديكترين كس از خاندانم آغاز كند پس از آن زنان و بعد كودكان دسته دسته بر من نماز گزارند . سپس عرض كرد : چه كسى تو را وارد قبر مىكند فرمود : نزديكترين پس از نزديكترين افراد خاندانم به اتّفاق فرشتگان كه شما آنها را نمىبينيد . اكنون از پيش من برخيزيد و به كسانى كه در پشت سر شما هستند اجازه ورود دهيد . پس از اين برخاستند . سپس گروه ديگرى اجازه خواستند و پس از ورود سلام كردند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سلام آنها را پاسخ داد و به آنان خوشامد گفت . پس از آن از ميان آنان عمّار بن ياسر برخاست و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم فدايت باد هرگاه دنيا را ترك كنى از ما چه كسى تو را غسل خواهد داد ، فرمود : برادرم و پسر عمويم علىّ بن ابى طالب ، بدانيد او قصد شستن هيچ عضوى از من نمىكند جز اين كه فرشتگان او را بر آن كمك مىكنند ، عرض كرد : اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد از ميان ما چه كسى بر تو نماز مىگزارد ، فرمود : اى عمّار خدا تو را رحمت كند ، سپس فرمود : برادر و پسر عمويم علىّ بن ابى طالب كجاست ، امير مؤمنان با گفتن لبّيك يا رسول اللّه درود خدا بر تو باد به آن حضرت پاسخ داد ، فرمود : اى پسر عمّ مرا بنشان و تكيهام ده ، پس آن حضرت را نشانيد و بر سينهء خود تكيه داد ، سپس فرمود : اى پسر عمّ هنگامى كه مرگم فرا رسيد سرم را در دامان خود قرار ده و وقتى روح از تنم جدا شد آن را با دست خود بگير و بر صورت خود بكش ، سپس مرا رو به قبله كن و غسل ده و در همين دو جامهام يا در پارچه سپيد مصرى يا در برد يمانى كفنم كن و درباره كفنم زياده روى مكن و