الفيض الكاشاني
289
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
دنيا زندان مؤمن است زيرا پيوسته از رنجى كه نفسش به او مىدهد و رياضتى كه در برابر شهوتهايش مىكشد و مبارزهاى كه با شيطان مىكند در رنج و عذاب است و مرگ آزادى او از اين عذابهاست و اين آزادى تحفهاى نسبت به اوست . و نيز فرموده است : « مرگ كفّارهء هر مسلمان است « 1 » » . مراد از اين مسلمان كسى است كه به حقيقت مؤمن صادق باشد آن كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند و به اخلاق مؤمنان آراسته و از گناهان جز صغاير پيراسته باشد ؛ لذا مرگ او را پاكيزه مىكند و در صورت دورى جستن از كباير و اداى واجبات مرگ كفّارهء او خواهد بود . عطاء خراسانى گفته است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از مجلسى گذر كرد كه خنده در آن بالا گرفته بود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مجلس خود را با ياد منغّص كنندهء لذتها بياميزيد » ؛ عرض كردند منغّص كنندهء لذتها چيست ؟ فرمود : « مرگ « 2 » » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « مرگ را زياد ياد كنيد چه آن گناهان را مىزدايد و به دنيا بى ميل مىگرداند « 3 » » ؛ و نيز فرموده است : « مرگ موعظه كنندهاى كافى است « 4 » . » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مسجد درآمد گروهى را ديد كه سخن مىگويند و مىخندند ، فرمود : « مرگ را ياد كنيد ، بدانيد به آن كه جان من در دست اوست سوگند كه اگر آنچه را من مىدانم مىدانستيد كم مىخنديد و زياد مىگريستيد « 5 » . » در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مردى ياد كردند و زياد او را ستودند : فرمود : « رفيق شما با ياد مرگ چگونه است ؟ » عرض كردند : نشنيدهايم كه مرگ را ياد كند ، فرمود : « رفيق شما داراى موقعيتى نيست كه مىگوييد « 6 » . » از آن حضرت پرسيدند : اى پيامبر خدا ! زيركترين و گراميترين مردم كيست ؟ فرمود : « آن كه مرگ را بيشتر ياد كند و آمادگى او براى آن سختتر باشد ، زيركان آنهايند ، آنان شرف
--> ( 1 ) الحليقة ابو نعيم ، الشعب بيهقى به سند صحيح از حديث انس ؛ الجامع الصغير . ( 2 ) عراقى گفته است : ابن ابى الدنيا در كتاب الموت به طور مرسل آن را نقل كرده است . ( 3 ) الموت ابن ابى الدنيا به سند ضعيف ، الجامع الصغير ، مسند حارث بن ابى اسامه به سند ضعيف از حديث انس ( المغنى ) . ( 4 ) طبرانى از حديث عمّار ، الشّعب بيهقى به سند ضعيف ، و آن مشهور از قول فضيل بن عياض است ، الجامع الصغير حرف كاف . ( 5 ) الموت ابن ابى الدنيا به سند ضعيف ، المغنى . ( 6 ) مانند روايت پيش .