الفيض الكاشاني

263

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كرده است . و تو از اين عمل او بسيار به شگفت آمده‌اى و او را بزرگ مىشمارى در حالى كه تو نطفهء گنديده را مىبينى و مىدانى كه آن معدوم بوده و خداوند آن را در اصلاب و استخوانها آفريده سپس از آن جا بيرون آورده به آن شكل و تعداد و صورت بخشيده و در همهء اينها نيكو عمل فرموده و اجزاى متشابه آن را به اجزاى مختلف تقسيم كرده است . استخوانها را در اطراف آن محكم قرار داده و شكل اعضا را نيكو گردانيده و ظاهر و باطن آن را آراسته و رگها و اعصاب آن را مرتب ساخته و مجرايى براى تغذيه آن قرار داده تا سببى براى بقاى آن باشد ، همچنين او را شنوا ، بينا ، دانا و گويا قرار داده و پشت را اساس بدن و شكم را جايگاه آلات غذا و سر را جمع كننده حواس او گردانيد ، سپس چشمانش را گشود و طبقات آن را مرتب ساخت و شكل و رنگ و هيأت آن را نيكو آفريد و آن را تحت حمايت پلكها قرار داد تا آن را بپوشاند و محافظت كند و روشنى دهد و خس و خاشاك را از آن دور سازد . آنگاه صورت آسمان را با همه گسترش دامنه و پهناورى در مقدار عدسى از آن نمايان ساخت تا در آن بنگرد . همچنين گوشهاى او را بشكافت و در آنها آبى تلخ نهاد تا شنوايى او را حفظ و حشرات را از آن دور كند و لاله گوش را بر آن محيط ساخت تا آوازها را در درون خود جمع كند و به سوراخ گوش باز گرداند ، و حركت حشرات را بشنود و در آن پيچ و خمهايى قرار داد تا صداى حركت چيزى را كه در آن خزد شديد شود و راه آن طولانى گردد و هرگاه خزنده در خواب قصد او كند بيدار شود . سپس بينى را در وسط صورت بلند آفريد و شكل آن را نيكو ساخت ، و دو سوراخ در آن قرار داد و حس بويايى را در آن به وديعت نهاد تا با استنشاق بويها بر خوراكيها و غذاها راه يابد ، و با دو سوراخ بينى هواى خوش را براى تغذيه دل و تسكين حرارت باطن استنشاق كند . همچنين دهان را گشود و زبان را كه گوينده و ظاهر كننده و ترجمان مطلب دل است در آن قرار داد و آن را با دندانها بياراست تا آلت آسيا كردن و شكستن و بريدن باشند لذا بيخهاى آنها را محكم و سر آنها را تيز و رنگ آنها را نيكو و صفوف آنها را مرتب و سر آنها را متساوى و منظم آفريد كه گويى مرواريدند كه به رشته كشيده شده‌اند . و نيز لبها را آفريد و رنگ و شكل آنها را نيكو قرار داد تا بر هم منطبق شوند و مجراى دهان را ببندند و اداى حروف كلمات با آنها به كمال رسد . سپس گلو را آفريد و آن را براى خروج آوازها فراهم ساخت . به زبان قدرت حركت و تقطيع داد تا آوازها را در مخرجهاى