الفيض الكاشاني

261

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بقيه دندانهاست كه بعضى پهن مىباشند و غذا را آسيا مىكنند و بعضى تيز و برنده‌اند كه عمل قطع را انجام مىدهند و اينها انياب و اضراس و ثنايا هستند . سپس گردن را مركبى براى سر قرار داد و آن را از هفت مهرهء گرد ميان تهى مركب ساخت و در آنها زياديها و كميها و گوديها قرار داد تا بر هم منطبق شوند . و اگر بخواهيم حكمتهايى را كه در ساخت آن وجود دارد بيان كنيم سخن به درازا مىانجامد . پس از آن گردن را با پشت پيوند داد و پشت را كه از پايين گردن تا منتهاى استخوان سرين ادامه دارد از بيست و چهار مهره مركب ساخت و استخوان سرين را از سه جزء مختلف تشكيل داد كه در پايين به استخوان عصعص متصل مىشود و اين استخوان نيز از سه جزء تركيب شده است . سپس استخوان پشت را به استخوان سينه و استخوانهاى شانه‌ها و دستها و استخوانهاى زهار و سرين و سپس به استخوانهاى رانها و ساقها و انگشتان پا اتصال داد كه ما با ذكر تعداد اين استخوانها سخن را طولانى نمىكنيم . مجموع استخوانهاى بدن انسان بجز استخوانهاى ريزى كه در زهاى مفاصل بدانها پر شده دويست و چهل و هشت تكه است . بنابراين بنگر چگونه خداوند آنها را از نطفه‌اى سست و رقيق آفريده است . منظور ما از ذكر تعداد استخوانها آن نيست كه عدد آنها شناخته شود چه اين دانشى است كه دور از دسترس نيست و پزشكان و كالبد شكافان آن را مىدانند بلكه غرض آن است كه به مدبر و آفريننده آنها بينديشند كه چگونه آنها را اندازه گيرى كرده و سامان داده و شكل و اندازهء آنها را مختلف آفريده و به همين تعداد منحصر كرده است . چه اگر يك تكه بر اين تعداد بيفزايد اين زيادتى وبالى براى انسان خواهد شد و ناگزير است آن را از بدن خود قطع و خارج سازد و اگر يك تكه كمتر از اين تعداد باشد ناچار است اين نقصان را جبران كند . پزشك مىانديشد كه چگونه اين نقيصه را مرتفع سازد . ليكن اهل بينش به آن مىنگرند تا بر جلال و عظمت آفريننده و صورتگر آن راه يابند . و چه فاصلهء زيادى ميان اين دو نظر است . پس از آن بنگر چگونه خداوند براى به حركت درآوردن استخوانها آلاتى آفريده كه عبارت از عضلاتند و در بدن انسان پانصد و بيست و نه عضله خلق كرده است . عضله مركب از گوشت و پى و رشته‌ها و پوست است و بر حسب اختلاف مواضع و متناسب با اندازهء نياز از حيث شكل و مقدار مختلف است از آنها بيست و چهار عضله براى به حركت درآوردن چشم و پلكهاست و اگر يكى از اين عضله‌ها كم باشد عمل بينايى مختل مىشود . همچنين براى هر عضو عضلاتى به اندازه و تعداد خاص وجود دارد . امر اعصاب و رگها و روده‌ها و