الفيض الكاشاني
254
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اين دين را به وسيلهء مردى بدكار تقويت خواهد كرد . » « 1 » بنابراين عالم نبايد به اين نيرنگها و تزويرها مغرور و فريفته شود و خود را به معاشرت و آميزش با مردم مشغول كند تا جاه طلبى و ستايش خواهى و انتظار تعظيم از ديگران در دل او پرورش يابد ، چه اين تخم نفاق است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « دوستى مال و مقام نفاق را در دل مىروياند همان گونه كه آب سبزه را در زمين مىروياند » « 2 » ؛ و نيز فرموده است : « دو گرگ درّنده كه در آغل گوسفندان رها شوند از دوستى مال و مقام در دين انسان مسلمان زيانبارتر نيستند . » « 3 » جاه طلبى و مقام دوستى جز از طريق كناره گيرى از مردم و دورى كردن از معاشرت با آنها و ترك هر چيزى كه موجب مزيد موقعيّت او در دلهاست ريشه كن نمىشود . لذا عالم بايد ريشهها و انگيزههاى اين صفات را در دل خود بررسى كند و براى درك راه رهايى از آنها بينديشد ، اين وظيفهء عالم پارسا و پرهيزگار است . اما امثال ما بايد در آنچه ايمان ما را به روز حساب تقويت مىكند بينديشيم زيرا هرگاه پيشينيان صالح ما را ببينند خواهند گفت اينان به روز حساب ايمان ندارند و اعمال ما اعمال كسى نيست كه به بهشت و دوزخ اعتقاد داشته باشد چه كسى كه از چيزى بترسد از آن مىگريزد و آن كه به چيزى اميد دارد در راه آن مىكوشد و ما دانستهايم كه فرار از دوزخ به ترك شبهات و محرّمات و پرهيز از گناه ميسّر است در حالى كه ما به اينها حرص مىورزيم ؛ همچنين دست يافتن به بهشت از طريق تكثير نوافل و طاعات ممكن است در صورتى كه ما در اداى واجبات مقصريم و آنچه از ثمرات علم به دست آوردهايم اين است كه در حرص به دنيا و درگيرى و دشمنى بر سر آن به ما اقتدا مىكنند و مىگويند : اگر اين اعمال زشت و نكوهيده است عالمان به دورى از آنها از ما سزاوارترند . اى كاش ما همچون عوام مىبوديم كه هنگامى كه مىميرند گناهانشان نيز مىميرد ، چقدر بزرگ است آزمايشى كه ما با آن روبرو هستيم ، اگر در آن بينديشيم از خداوند خواهيم خواست كه ما را اصلاح كند و ديگران را به وسيلهء ما به صلاح آورد و پيش از مردن به ما توفيق توبه عطا كند چه او كريم و لطيف و نعمت بخش ماست . اينها موارد تفكّر عالمان و صالحان در علم معامله است ، آنان اگر خود را از اينها فارغ
--> ( 1 ) صحيح بخارى ، مسند ابى عوانه ، و پيش از اين ذكر شدهاند . ( 2 ) در ج 6 ، ص 40 ذكر شده است . ( 3 ) مسند احمد ، سنن ترمذى ، و پيش از اين در ج 6 ، ص 41 ذكر شده است .