الفيض الكاشاني

252

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بيشتر كسانى كه از صالحان و شايستگان شمرده مىشوند بايد در صحيفهء اعمال خويش گناهان ظاهر را ثبت كنند مانند خوردن مال شبهه ناك ، زبان گشودن به غيبت ، سخن چينى ، مجادله و كشمكش ، خودستايى ، زياده روى در دشمنى با دشمنان و دوستى با دوستان ، مدارا با مردم در ترك امر به معروف و نهى از منكر ، چه بسيارى از كسانى كه خود را از صالحان برجسته مىشمارند در جوارح خود از پاره‌اى از اين گناهان فارغ نيستند و مادام كه جوارح از گناه پاك نشوند اشتغال به آبادانى دل و پاكيزه كردن آن ممكن نخواهد شد . بلكه هر دسته‌اى از مردم نوعى از گناه بر آنان غلبه دارد از اين رو بايد هر كدام همان گناهان را كه به آن آلوده‌اند پيگيرى و چاره انديشى كنند و به گناهانى كه از انها بركنارند نپردازند . به طور مثال عالم پارسا غالبا از اين دور نيست كه خود را عالم بشمارد و به عنوان مدّرس يا واعظ خواهان شهرت و انتشار نام و آوازه باشد . كسى كه چنين خواستى را دنبال كند خود را در معرض آزمايشى بزرگ قرار داده كه جز صدّيقان از آن رهايى نمىيابند ؛ زيرا اگر گفتارش مقبول و دلنشين باشد هرگز از خود پسندى و خود برتر بينى و خود آرايى و ظاهر سازى جدا نيست و اينها همه از مهلكات مىباشند ، و اگر گفتارش ردّ شود پيوسته از كبر و خشم و كينه نسبت به كسى كه سخنش را مردود شمارد فارغ نيست و همواره خشم او نسبت به كسى كه گفتارش را ردّ كند بيشتر است تا به كسى كه گفتار غير او را ردّ كند . گاهى شيطان امر را بر او مشتبه مىكند و مىگويد : خشم تو بر او از آن جهت است كه حق را ردّ و انكار كرده است . و اگر وى تفاوتى قائل شود ميان آن كه سخن او ردّ شود يا سخن عالم ديگر ، در اين صورت مغرور بوده و مضحكهء شيطان است . سپس هرگاه به سبب مقبوليّت گفتار خوشحال و بر اثر ستايش شاد شود و در صورت ردّ امتناع و اعراض كند از نظر حرصى كه به جلب ستايش مردم دارد از تكلّف و تصنّع در آرايش الفاظ و كيفيّت تقرير مصون نخواهد ماند ، و خداوند متكلّفان را دوست نمىدارد . در اين جا نيز شيطان امر را بر او مشتبه مىكند و به او مىگويد : حرص تو در آرايش الفاظ و به كار بردن تكلّف براى انتشار حقّ و تحكيم موقعيّت آن در دلها و اعلاى دين خداست . بى شكّ اگر خوشحالى او به سبب حسن الفاظ و ستايش مردم نسبت به او بيشتر از شادى وى به ستايش مردم نسبت به يكى از اقرانش باشد او فريفتهء شيطان و مقصدش به دست آوردن مقام است هر چند گمان كند كه هدفش دين خداست . و هر زمان اين صفات در درون او خطور كند آثار آنها در برون او نمايان مىشود به طورى كه از ديدار كسى كه او را توقير مىكند و به فضيلت وى اعتقاد دارد بيشتر خوشحال مىشود و زيادتر به او احترام مىگذارد تا