الفيض الكاشاني
231
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اى نفس واى بر تو ، از آخرت كه رو به سوى تو مىآورد اعراض مىكنى و به دنيا كه از تو رو گردان است رو مىآورى ، چه بسا كسى كه روز را ديدار كرد و آن را به پايان نرسانيد . و بسا كسى كه آرزومند فردا بود و آن را درك نكرد ، و تو همهء اينها را در برادران و خويشاوندان و همسايگانت مىبينى و حسرت و اندوه آنها را به هنگام مردن مشاهده مىكنى ليكن از جهالت خود باز نمىگردى . اى بيچاره از روزى كه خداوند به ذات خود سوگند ياد كرده كه در آن روز بندهاى را كه در دنيا امر و نهى كرده رها نكند جز اين كه از عمل او اعمّ از كوچك و بزرگ و نهان و آشكار بپرسد بپرهيز . و بنگر كه با كدام بدن در پيشگاه او مىايستى و به چه زبانى به او پاسخ مىدهى و براى پرسشهاى او پاسخهاى درستى آماده ساز . در روزهاى كوتاه بقيّهء عمر به سود روزگار دراز آخرت ، و در سراى فنا براى سراى بقاء ، و در ديار اندوه و رنج براى ديار نعيم جاويد كار كن . آرى كار كن پيش از آن كه نتوانى كار كنى و از دنيا همچون آزادگان به اختيار بيرون آى پيش از آن كه تو را به اضطرار از آن بيرون آرند ، و به خوشيهاى دنيا كه برايت ميسّر مىشود شادمان مباش ، زيرا چه بسا شادمانى كه مغبون است و بسا مغبونى كه به غبن خود آگاه نيست . واى بر كسى كه واى بر اوست و نمىداند ، مىخندد ، شادى مىكند ، مىخورد ، مىآشامد و بازى مىكند در حالى كه در كتاب خدا محقق مىباشد كه او هيزم جهنّم است . لذا اى نفس ! بايد به دنيا با نظر عبرت بنگرى و از روى ناچارى تلاش كنى ، و به ميل و اختيار آن را از خود برانى ، و در كار آخرت سبقت بجويى . از جملهء كسانى مباش كه از شكر آنچه به او داده شده ناتوان مىباشد و در همين حال زياده بر آن را خواهان است ، مردم را از ارتكاب منكر نهى مىكند ليكن خود از آن دست باز نمىدارد . بدان براى دين عوضى ، و براى ايمان بدلى و براى تن جانشينى نيست ، و آن كه مركب رهوارش شب و روز است او را بى اختيار مىبرند هر چند مايل به رفتن نباشد . بنابراين اى نفس از اين موعظه پند گير و اين اندرز را بپذير ، چه آن كه از موعظه روى گرداند به آتش خشنود مىباشد و گمان نمىكنم تو به آتش خرسند باشى و يا اين پندها را بپذيرى . لذا هرگاه قساوت تو را از پذيرفتن وعظ و اندرز مانع مىشود بايد از مداومت در بيدارى و نماز شب كمك بگيرى ، و اگر اين قساوت زايل نشود بر روزه مواظبت كنى ، و اگر بر طرف نشود معاشرت و سخن گفتن را تقليل دهى ، و اگر زدوده نشود به صلهء ارحام و لطف و احسان به يتيمان اقدام كنى ، و اگر باز هم بر طرف نشود بدان خداوند بر دل تو مهر نهاده و