الفيض الكاشاني

23

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

گاه حسن او قابل تصوّر نباشد ، در ادراك آن لذّتى نيست و در نتيجه محبوب نخواهد بود . ليكن اين گمان خطايى روشن است چه زيبايى به مدركات چشم ، تناسب اندام ، آميختگى سرخى و سپيدى منحصر نيست . ما مىگوييم : اين خطّى زيباست ، و اين آوازى زيباست ، بلكه مىگوييم : اين جامه‌اى زيبا و اين ظرفى زيباست . حال اگر زيبايى تنها در صورت است ، زيبايى آواز و ديگر چيزها چه معنايى دارد ؟ روشن است كه چشم از نگاه كردن به خطّ زيبا ، و گوش از شنيدن آوازهاى خوش و پاكيزه لذّت مىبرد ، و هيچ چيزى از مدركات نيست ، جز اين كه به زيبا و زشت تقسيم مىشود . آنچه به معناى زيبايى است و اشياى مذكور در آن مشاركت دارند ، ناگزير از بحث و بررسى است . ليكن بحث آن طولانى است و در خور علم معامله نيست كه در آن طولانى سخن گفته شود ؛ ناچار صريح حقّ را ذكر مىكنيم و مىگوييم : زيبايى و جمال هر چيزى در آن است كه كمالى كه ممكن و سزاوار آن است ، برايش حاصل شده باشد و هرگاه همهء كمالاتى كه براى آن ممكن است ، در او فراهم شده است آن چيز در نهايت جمال خواهد بود و اين غايت كمال او نيز مىباشد ، و هر قدر برخى از كمالات او در وى حاصل شد ، حسن و جمال او نيز به همان اندازه خواهد بود . اسب خوب و زيبا آن است كه همهء آنچه سزاوار اسب است ، اعمّ از هيأت ، شكل ، رنگ ، تكاورى و قابليّت حمله و گريز در آن گرد آمده باشد . خطّ زيبا آن است كه همهء چيزهايى كه شايستهء خطّ خوب است ، اعمّ از تناسب و توازن حروف و استقامت ترتيب و حسن انتطام در آن جمع آمده باشد . هر چيزى را كمالى است كه او سزاوار آن است و ضدّ آن سزاوار غير آن است . پس حسن هر چيزى در كمالى است كه او لايق آن مىباشد . از اين رو آنچه مايهء زيبايى اسب است ، نمىتواند مايهء زيبايى انسان باشد و آنچه موجب زيبايى خطّ است ، موجب زيبايى آواز نيست و آنچه سبب زيبايى ظروف است ، سبب زيبايى لباس نخواهد بود ، همچنين ديگر چيزها . اگر بگويى : هر چند همهء اين اشيا با حسّ بينايى ادراك نمىشود ، مانند آوازها ، مزه‌ها و بويها ، ليكن ادراك آنها همواره با حواسّ صورت مىگيرد ، پس آنها محسوساتند و كسى حسن و جمال محسوسات را منكر نشده و لذّتى را كه از ادراك زيبايى و جمال آنها حاصل مىشود ، انكار نكرده است . آنچه مورد انكار است ، چيزى است كه با غير حواسّ درك شود . پاسخ اين است كه بدانى زيبايى و جمال در غير محسوسات موجود است ، چه گفته مىشود : اين خويى نيكوست ، آن دانشى نيكوست ، اين روشى نيكوست و آن اخلاقى جميل