الفيض الكاشاني
219
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اين گريه چشمانت را از دست دادى ، گفت : اگر براى چشمانم در نزد خدا خيرى است آنچه را در دنيا از دست دادهاند براى آنها زيان ندارد ، و اگر در نزد خدا براى آنها شرى است گريهاى طولانىتر از اين در پيش روى خود دارند ، و سپس روى گردانيد ، گفتيم برخيزيم و برويم كه به خدا سوگند او در چيزى است و ما در چيزى ديگر . معاذهء عدويّه چون روز فرا مىرسيد ، مىگفت : اين روزى است كه من در آن مىميرم و در آن چيزى نمىخورد تا شب مىشد ، و چون شب فرا مىرسيد ، مىگفت اين شبى است كه من در آن مىميرم و تا بامداد نماز مىخواند . ابو سليمان دارانى گفته است : شبى در نزد رابعه بيتوته كردم ديدم او در محرابش ايستاد و من در گوشهاى از خانه به نماز ايستادم . او تا سحرگاه همچنان در محرابش ايستاده بود ، و من در اين هنگام گفتم : پاداش كسى كه ما را بر قيام امشب نيرو بخشيد چيست ؟ رابعه گفت : پاداش او آن است كه فردا را روزه بداريم . شعوانه در دعاى خود مىگفت : پروردگارا چقدر مشتاقم به لقاى تو ، و چقدر بزرگ است اميدم به پاداش تو ؛ تو آن بخشندهاى كه آرزوى آرزومندان به يأس نمىانجامد ، و شوق مشتاقان در پيشگاه تو ضايع نمىگردد . بار خدايا اگر اجل من نزديك است و هيچ عملى از من مرا به تو مقرّب نساخته است اعتراف به گناه را وسيلهء دفع ناراحتى و آرامش خود قرار مىدهم . پس اگر عفو كنى چه كسى از تو بدان سزاوارتر ، و اگر عذابم فرمايى چه كسى از تو در اين امر عادلتر است . بار الها در نظر كردن بر نفس خويش و حفظ صلاح آن بر وى ستم كردم و آنچه براى او باقى است حسن نظر تو است . واى بر وى اگر او را سعادتمند نفرمايى ، خداوندا تو در دوران زندگىام پيوسته به من نيكى فرمودهاى ، پس از مرگم نيكى خود را از من دريغ مدار ، از آن كسى كه در روزهاى زندگىام با احسان خود مرا همواره سرپرستى كرده اميدوارم كه پس از مرگم با غفران و آمرزش خويش حاجتم را برآورد ، پروردگارا چگونه ممكن است از حسن نظر تو پس از مرگم نوميد شوم در حالى كه در ايّام زندگىام جز نيكى به من مبذول نداشتى ، بار الها اگر گناهانم مرا مىترساند دوستى من به تو مرا پناه مىدهد . در امر من به چيزى اقدام فرما كه تو اهل و شايستهء آنى ، و با فضل خود به آن كه نادانى او را فريفته است بازگرد . خداوندا اگر خوارى مرا مىخواستى هدايتم نمىكردى و اگر قصد رسوا كردن مرا داشتى گناهانم را نمىپوشاندى . پس از آنچه مرا به آن هدايت كردهاى برخوردارم فرما و چيزى را كه بدان گناهانم را پوشاندهاى برايم پايدار بدار ، بار الها گمان نمىكنم حاجتى كه عمرم را در آن صرف كردهام ردّ فرمايى ، خداوندا اگر گناهى نكرده بودم