الفيض الكاشاني
220
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از عذابت نمىترسيدم و اگر كرم تو را نشناخته بودم اميد ثوابهايت را نداشتم . خواصّ گفته است : بر رحلهء عابده وارد شديم و او روزه داشت و بر اثر آن چهرهاش سياه شده بود ، و به قدرى گريسته بود كه نابينا گرديده و به اندازهاى نماز گزارده بود كه زمينگير شده بود و نشسته نماز مىخواند . به او سلام كرديم سپس از عفو الهى چيزهايى برايش ذكر كرديم تا امر آخرت بر او آسان شود امّا او نعرهاى زد و گفت : آگاهيم به خودم دلم را ريش و جگرم را مجروح كرده است . به خدا سوگند دوست داشتم كه خدا مرا نيافريده بود و نامى از من برده نمىشد . سپس مشغول نماز شد . اكنون اگر از پاسداران و مراقبت كنندگان نفس خويش باشى بر تو است كه احوال مردان و زنان مجاهدهگر را مطالعه كنى تا نشاط و فعاليّت تو برانگيخته شود و حرص تو به اين امر افزون گردد . و بپرهيز از اين كه به مردم روزگار خود نظر داشته باشى چه اگر بيشتر مردم روى زمين را پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد . داستانهاى مجاهدهگران بى شمار است و آنچه را نقل كرديم مريدان را كافى است . اگر بيش از اين بخواهى بر مطالعه كتاب حلية الاولياى ابو نعيم اصفهانى مواظبت كن چه آن مشتمل بر شرح احوال صحابه و تابعان و كسانى است كه پس از آنها آمدهاند با آگاهى بر اين كتاب بر تو آشكار خواهد شد كه تو و مردم همزمانت تا چه حد از اهل دين فاصله داريد ، و اگر نفست به تو بگويد به مردم زمانت بنگر ، چه اگر در آن زمان امور خير ميسّر مىشده به سبب كثرت ياران بوده ليكن اگر در اين دوران با مردم همزمانت مخالفت كنى تو را ديوانه مىخوانند و به ريشخند مىگيرند لذا بايد با آنها در هر چه موافقت يا مخالفت دارند خود را هماهنگ كنى ، در اين حال آنچه براى تو روى دهد براى آنها نيز روى خواهد داد و مصيبت اگر عام باشد آسان و گوارا خواهد بود . از اين رو بپرهيز كه با رشتهء غرور نفس در چاه فرو روى و به نيرنگ آن فريفته شوى بلكه به آن بگو : اگر سيلى بنيان افكن كه بتواند مردم شهر را يكباره غرق كند هجوم آورد ليكن مردم شهر به سبب نادانى و ناآگاهى از حقيقت حال بر جاى خود بمانند و موجبات محافظت خود را در برابر سيل فراهم نكنند و تو بتوانى از آنها جدا شوى و به كشتيى بنشينى و خود را از غرق شدن نجات دهى در اين صورت هيچ به دلت خطور خواهد كرد كه در ماندن در شهر با آنها موافقت كنى زيرا اگر مصيبت همگانى باشد گوارا است يا آن كه از موافقت با آنها خوددارى مىكنى و آنها را در كار خود نادان مىشمارى و از آن مصيبت خود را دور مىدارى . لذا اگر از بيم غرق شدن از موافقت با مردم شهر خوددارى مىكنى در حالى