الفيض الكاشاني

215

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

به خدا پناه مىبرم و اميدوارم مرا از خشم خود در امان بدارد ، و به رحمت خود بر من تفضل فرمايد . من گفتم اين مرد دوست و ولىّ خداست و ترسيدم كه او را به خود مشغول سازم و در همان جا مورد عقوبتى قرار گيرم ، لذا او را ترك كردم و باز گشتم . يكى از صالحان گفته است : در اثناى راهى كه مىرفتم به سوى درختى ميل كردم تا در زير آن بياسايم ، ناگهان پيرمردى را ديدم كه به من نگريست و گفت : اى مرد برخيز كه مرگ نمرده است ؛ سپس راه خود را در پيش گرفت . من به دنبال او رفتم . شنيدم كه مىگفت : هر نفسى چشنده مرگ است پروردگارا مرگ را بر من مبارك گردان . من گفتم : پس از مرگ نيز ، گفت : كسى كه به آنچه پس از مرگ است يقين پيدا مىكند براى پرهيز از دنيا آستين بالا مىزند و در دنيا جايى براى او نيست . سپس گفت : اى آن كه رويها براى روى تو خوار شده روى مرا با نظر كردن به خودت سپيد گردان ، و دلم را از محبّت به خودت پر فرما ، و مرا از خوارى سرزنش فردا در پيشگاهت پناه ده ، چه وقت آن رسيده است كه از تو شرم كنم ، و زمان آن فرا رسيده است كه از اعراض از تو باز گردم و بعد ادامه داد : اگر حلم تو نبود اجل مرا مجال نمىداد ، و اگر عفو تو نبود ، اميدهايم به آنچه در نزد تو است گسترش نمىيافت . سپس مرا ترك كرد و رفت . در اين باره گفته‌اند : نحيل الجسم مكتئب الفؤاد * تراه يقنّة او بطن واد « 1 » ينوح على معاصي فادحات * يكدّر ثقلها صفو الرّقاد « 2 » فإن هاجت مخاوفه و زادت * فدعوته أغثني يا عمادي « 3 » فأنت بما الاقيه عليم * كثير الصفح عن زلل العباد « 4 » آرى روش پيشينيان صالح در پاسدارى و مراقبت از نفس چنين بوده است ؛ لذا هرگاه نفس بر تو سركشى كند و از مواظبت بر عبادت خوددارى ورزد احوال آنان را مطالعه كن چه در اين روزگار وجود امثال آنها ناياب است ، و اگر بتوانى كسى را ببينى كه به آنها اقتدا داشته باشد آن در دل مؤثرتر و در تأسّى به آنها انگيزه‌اى قويتر است ، چه شنيدن كى بود مانند ديدن ، امّا اگر بر اين امر قادر نيستى مبادا از شنيدن احوال آنان غفلت ورزى كه در مثل است : بز غنيمت بدان گر اشتر نيست . نفس خويش را مخيّر كن ميان اين كه به آنها اقتدا كنى و در

--> ( 1 ) لاغر تن غمگين دل را مىبينى - كه در پشت كوهى يا درون دره‌اى ( 2 ) بر گناهان بزرگ نوحه سرايى مىكند - ( گناهانى ) كه سنگينى آنها خواب خوش را منغص مىسازد ( 3 ) پس اگر بيمهاى او برانگيخته و زياد شود - دعاى او اين است كه به فريادم برس اى پشتوانهء من ( 4 ) چه تو به آنچه مىبينم دانايى - و از لغزشهاى بندگان بسيار با گذشتى