الفيض الكاشاني

202

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خوردن و آشاميدن مشغول است نبايد از عملى كه بهترين اعمال شمرده مىشود و عبارت از ذكر و فكر است فارغ باشد ، چه في المثل طعامى كه مشغول خوردن آن است در آن عجايبى وجود دارد كه اگر در آن بينديشد و دريابد اين تفكر او از بسيارى از اعمال جوارح افضل خواهد بود . در اين مورد مردمان بر چهار دسته‌اند : 1 - دسته‌اى به ديدهء بصيرت و عبرت به طعامها مىنگرند ، و در شگفتيهاى صنع آنها و چگونگى وابستگى حيات جانوران به آنها مىانديشند و در كيفيت تقدير اسباب آنها از سوى حق تعالى و آفرينش شهوتى كه محرك استفاده از آنهاست و خلق وسايلى كه براى اين شهوت مقرّر فرموده است فكر مىكنند ، چنان كه ما بعضى از اين امور را در كتاب شكر شرح داده‌ايم ، و اين مقام اولوا الالباب يا صاحبان عقول كامل است . 2 - دسته‌اى به ديده دشمنى و كراهت به طعامها مىنگرند ، و اضطرار آدمى را بدانها مورد نظر قرار مىدهند و دوست دارند كه از آنها بى نياز باشند . ليكن خود را در برابر آنها مقهور و مسخر شهوات خويش مىبينند ، و اين مقام زاهدان است . 3 - دسته‌اى در هر صنعت صانع را ملاحظه مىكنند ، و از مخلوق به صفات خالق پى مىبرند لذا مشاهدهء طعامها موجب تذكر و سببى است كه ابواب تفكر به روى آنها باز مىشود ؛ و اين بالاترين مقامات عارفان و نشانهء محبان است ، چه دوست هنگامى كه صنعت يا تأليف يا تصنيف محبوبش را ببيند آنها را فراموش مىكند و دلش به صانع مشغول مىشود ، و همهء آنچه بنده را احاطه كرده و به آنها مىنگرد صنع خداست و براى آن كه از آنها به صانع پى برد مجالى وسيع دارد البته اگر درهاى ملكوت به روى او باز شود كه آن بسيار نادر است . 4 - گروهى به چشم رغبت و حرص به خوراكيها مىنگرند ، و اگر چيزى از آنها را از دست دهند اندوهگين و بدانچه از آنها براى آنان فراهم مىگردد شاد مىشوند ، و از هر خوراكى موافق طبع و ميل آنها نباشد بدگويى مىكنند و غذا و پزندهء آن را مورد نكوهش قرار مىدهند ، و نمىدانند كه به وجود آورندهء طعام و افاضه كنندهء علم و قدرت به پزندهء آن خداوند متعال است ، و كسى كه بى اجازه خداوند چيزى از آفريده‌هاى او را نكوهش كند خداوند را نكوهيده است . از اين رو پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : روزگار را دشنام مدهيد كه