الفيض الكاشاني
166
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ناخن گرفتن و در روز جمعه خود را خوشبو كردن و لباس پوشيدن آنها را به ريا وادار سازد چه اينها سنّتهايى در اوقات مخصوص است و نفس را از حيث ارتباط آنها با خلق و انس طبع در آنها التذاذى است و شيطان انسان را به انجام دادن اين كارها دعوت مىكند و مىگويد : اينها سنتهايى است كه سزاوار نيست ترك شود چه نشاط باطنى دل در انجام دادن اين امور براى شهوتهايى است نهانى يا شايبههايى است كه به سبب آنها آدمى از حد اخلاص بيرون مىرود و يا چيزهايى است كه نمىتواند به كلى از همهء اين آفات مصون بماند و خالص باشد ، بلكه كسى كه در مسجدى معمور و پاكيزه و خوش بنا اعتكاف مىكند و به اين سبب طبع به آن انس مىگيرد و شيطان او را در اين عمل ترغيب و ثوابهاى بسيار اعتكاف را براى او بازگو مىكند چه انگيزه نهفته در ضمير او انس به زيبايى مسجد و آلودگى خاطر او در آن است . و اين انگيزه زمانى آشكار مىشود كه به يكى از دو مسجد يا دو محلّ كه نيكوتر از ديگرى است مايل شود ؛ و همهء اينها شايبههاى طبع و كدورات نفس است كه با عمل آميخته مىشود و حقيقت اخلاص را باطل مىكند . به جانم سوگند غشّى كه با زر ناب آميخته مىشود درجات مختلفى دارد . در بعضى غشّ غالب و در برخى اندك است ليكن درك آن آسان است ، و در پارهاى غشّ چنان دقيق و ناپيدا است كه جز نقّاد آگاه نمىتواند آن را تشخيص دهد . غشّ دل و دغلى شيطان و پليدى نفس بمراتب از اين نوع غشّ ناپيداتر و بسيار دقيقتر است از اين رو گفتهاند : دو ركعت نماز عالم از يك سال نماز نادان افضل است . مقصود از عالم كسى است كه به دقايق آفات اعمال دانا باشد تا از آنها رهايى يابد زيرا نادان به ظاهر عبادت مىنگرد و بدان مغرور است و همچون روستايى است كه تنها به سرخى دينار ناسره و گردى آن نظر دارد در حالى كه ذات آن قلب و مغشوش است . و بى شكّ قيراطى زر ناب كه نقّاد آگاه آن را بپسندد بهتر از دينارى است كه فريب خوردهء ابله آن را پسند كند . امر عبادات نيز به همين گونه بلكه بسيار شديدتر مختلف و متفاوت است و طرق آفاتى كه مىتواند بر اقسام اعمال وارد شود از حدّ شماره و حصر بيرون است ، و آنچه ما ذكر كرديم بر سبيل مثال و ذكر نمونه بود . بى شك هشيار را اندكى از بسيار بس است و كودن را تطويل كافى نيست ، لذا تفصيل بيشتر سودى ندارد .