الفيض الكاشاني

163

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است چه حق آن است كه براى عمل جز رضاى خداوند خواسته نشود . و اين اشاره به اخلاص صدّيقان و مطلق اخلاص است . امّا كسى كه به اميد بهشت و يا از بيم آتش عمل مىكند او نسبت به لذّتهاى عاجل مخلص است چه وى در طلب لذّت فرج و شكم است و آنچه مطلوب بحقّ ارباب قلوب مىباشد وجه كريم خداوند متعال است و بس . آن كه گفته است : آدمى جز براى لذّتى يا بهره‌اى به جنبش در نمىآيد و بيزارى از لذّتها صفت خداوند است براستى گويندهء اين سخن كافر است . ليكن مراد قوم بيزارى از چيزهايى است كه مردم آنها را لذّت مىنامند و عبارت از شهوتهايى است كه در بهشت توصيف شده‌اند . امّا صرف تلذّذ به معرفت الهى و راز و نياز گفتن با او و نظر كردن به وجه كريمش لذّتهايى است كه بهره اين گروه است و مردم آنها را لذّت نمىشمارند بلكه از آن تعجب مىكنند . و اينان چنانند كه هرگاه لذّت طاعت و مناجات و ملازمت شهود حضرت حق را در نهان و آشكار از آنها بگيرند و در برابر همهء نعمتهاى بهشت را به آنها بدهند آنان اين نعمتها را بسيار حقير مىشمارند و بدانها توجه نخواهند كرد . پس حركت آنان براى لذّتى و طاعت اينان براى لذّت‌ى ديگر است ، و لذّت اينان معبود آنهاست و بس نه چيز ديگر . سپس گفته است سخنها در اين باره بسيار است و پس از كشف حقيقت نقل زياد اقوال سودى ندارد . براستى سخن وافى و بيان كافى همان است كه سرور گذشتگان و آيندگان صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ پرسش از اخلاص فرموده است : « آن اين است كه بگويى پروردگار من اللّه است سپس چنان كه به تو دستور داده شده استقامت ورزى » « 1 » ؛ يعنى هواى نفس خود را نپرستى و جز پروردگارت را عبادت نكنى و همان گونه كه به تو امر كرده در عبادت او پايدارى ورزى ، و اين اشاره به آن است كه از هر چه غير خداست قطع نظر كنى ، و براستى اخلاص همين است . بيان درجات شائبه‌ها و آفتهايى كه به اخلاص آسيب مىرساند ( 1 ) بدان آفاتى كه اخلاص را مشوّش مىكند بعضى جلىّ و برخى خفىّ است ، پاره‌اى با آن كه جلىّ و آشكارند ضعيف و برخى با آن كه خفىّ مىباشند قوى هستند . فهم درجات اين آفات از حيث خفاء و ظهور جز با آوردن مثالى دانسته نمىشود . امّا روشنترين آفات اخلاص رياء است و براى همين مثالى مىآوريم و مىگوييم : هنگامى كه نمازگزار نمازش

--> ( 1 ) سنن ابن ماجه شمارهء 3972 ، از سفيان بن عبد اللّه ثقفى گفته است : عرض كردم اى پيامبر خدا ! چيزى را برايم بيان كن كه به آن متمسّك شوم ، فرمود : بگو پروردگارم اللّه است سپس استقامت كن . صحيح مسلم نظير آن .