الفيض الكاشاني

162

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

لذّت استيلا و خوشحالى به داشتن مريد و شادمانى از حمد و ستايش مردم است . شيطان نيز اين مقاصد را بر آنها مشتبه مىكند ، و مىگويد : مقصود شما انتشار دين خدا و دفاع از آيين پيامبر اوست . مىبينى واعظ از اين كه مردم را نصيحت و براى حكّام موعظه مىكند بر خدا منت مىگذارد ، و از اين كه گفتار او مقبول مردم قرار مىگيرد و به او رو مىآورند خوشحالى مىكند و مدعى مىشود كه شادى او به سبب توفيقى است كه در نصرت دين يافته است و اگر يكى از همكارانش كه وعظش از او نيكوتر باشد پيدا شود و مردم از وى برگردند و به او رو آورند غمگين مىشود ، در حالى كه اگر انگيزه او دين باشد بايد خدا را شكر كند كه اين مهم را از عهده او برداشته و به عهده ديگرى گذاشته است . با اين حال شيطان او را رها نمىكند و به او مىگويد : اندوه تو براى قطع ثواب است نه از جهت آن كه مردم از تو روى گردانيده‌اند چه اگر از گفتارت پند گرفته‌اند تو به ثواب رسيده‌اى و اندوه تو بر فوت ثواب نيز پسنديده است . امّا اين بيچاره نمىداند كه اگر حق را فرمانبردار باشد و كار را به برتر از خود واگذارد ثواب او در آخرت بيشتر از آن است كه در آن كار يگانه و منفرد باشد . برخى از عالمان فريب شيطان را مىخورند و وانمود مىكنند كه اگر كسى پيدا شود كه در اين كار سزاوارتر باشد شاد مىشوند و او را بر خود ترجيح خواهند داد ليكن خبر دادن از نفس پيش از تجربه و آزمايش صرف نادانى و غرور است ، چه نفس در دادن اين گونه وعده‌ها پيش از رسيدن موعد بسيار فرمانپذير است ؛ سپس هنگامى كه موعد فرا مىرسد حالت او دگرگون مىشود و به وعده وفا نمىكند . به اين نكته كسى واقف است كه حيله‌هاى شيطان و مكرهاى نفس را شناخته و مدتى طولانى را در آزمايش نفس گذرانده باشد . از اين رو شناخت حقيقت اخلاص و عمل به آن درياى ژرفى است كه همهء مردم جز قليلى نادر و يگانه در آن غرق مىشوند و آنها همان كسانى هستند كه خداوند آنان را مستثنا كرده و فرموده است : إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * « 1 » . بنابراين بنده بايد اين امور را دقيقا ملاحظه و مراقبت كند و گرنه نادانسته به پيروان شيطان مىپيوندد . مىگويم : پس از اين غزّالى گفته‌هاى مشايخ را دربارهء اخلاص ذكر و از يكى از آنان نقل كرده است كه اخلاص در عمل آن است كه دارنده‌اش پاداشى در دو جهان براى آن نخواهد سپس مىگويد : اين سخن اشاره است به آن كه لذّتهاى نفس هم در حال و هم در آينده آفت است ، و آن كه براى تنعّم نفس به لذّتهاى بهشت خدا را عبادت مىكند بيمار

--> ( 1 ) ص / 83 : جز بندگان خالص تو از ميان آنها .