الفيض الكاشاني

147

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

از نعمتهاى آخرت او كم مىشود ؛ و اين زيان تو را بس است كه در آنچه فانى مىشود شتاب شود و در افزايش نعمتى كه باقى و جاودانى است زيان و خسران روى دهد . امّا استعمال بوى خوش با نيّات حسنه مىتواند به قصد پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز جمعه ، يا به نيّت تعظيم مسجد و احترام خانهء خدا باشد و روا نداند كه زاير خداوند جز با بوى خوش وارد خانه‌اش شود ، و يا به قصد آسايش همنشينانش در مسجد باشد تا از بوى او آسودگى يابند ، و يا به منظور دفع بوى ناخوش از خودش باشد كه منجر به آزار همنشينانش مىشود ، و يا به قصد قطع زبان غيبت كنندگانش باشد كه او را به داشتن بوى ناخوش غيبت مىكنند و از اين راه مرتكب گناه مىشوند چه هر كس خود را در معرض غيبت قرار دهد در حالى كه بتواند از آن دورى كند در اين گناه شريك غيبت كننده خواهد بود ، چنان كه گفته‌اند : مهما ترحّلت عن قوم و قد قدروا * ألّا تفارقهم فالرّاحلون هم « 1 » خداوند فرموده است : وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ « 2 » ، و اين اشاره است به اين كه سبب شدن براى بدى بدى است . ديگر آن كه مقصودش از به كار بردن بوى خوش معالجهء دماغش باشد تا هوش و زيركى او افزايش يابد و درك مسائل مهمّ دين و تفكّر در آنها برايش آسان گردد . چه گفته‌اند : هر كس بويش خوش باشد خردش افزون مىشود . آن كه فقه مىداند چنانچه تجارت آخرت و طلب خير بر دلش غلبه داشته باشد از نيّاتى كه ذكر شد و امثال آنها در نمىماند ، و اگر جز نعمتهاى دنيا بر دلش چيره نباشد ، اين گونه نيّت‌ها به دل او خطور نمىكند ، و اگر آنها براى او گفته شود در دلش رغبتى به سوى آنها پديد نمىآيد و آنها براى او چيزى جز حديث نفس نيست و حديث نفس نيّت عمل به شمار نمىآيد . مباحات بسيارند و نمىتوان نيّات هر يك را شمرد ليكن مىتوان بر همين يكى غير آن را قياس كرد ؛ از اين رو يكى از پيشينيان گفته است : من دوست دارم در هر چيزى نيّت كنم حتى در خوردن ، آشاميدن ، خوابيدن و قضاى حاجتم . و در همهء اينها مىتواند رضاى خدا را نيّت كند ، زيرا هر چه مايهء بقاى بدن و فراغت دل از مشكلات تن شود به منزلهء

--> ( 1 ) هرگاه از گروهى كوچ كنى و آنها بتوانند - كه از ايشان جدا نشوى كوچ كننده آنها مىباشند . ( 2 ) انعام / 108 : ( معبود ) كسانى را كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد مبادا آنها ( نيز ) از روى جهل و ستم خدا را دشنام دهند .