الفيض الكاشاني
148
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ياورى براى دين است ، آن كه قصدش از خوردن كسب نيرو براى عبادت ، و نيّت او از مباشرت حفظ دين و خوشحالى همسر و تحصيل فرزندى است كه خدا را عبادت كند و با اين عمل امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را زياد گرداند او با اين خوردن و نكاح خود خدا را فرمانبردارى كرده است . غالبترين لذّتهاى نفس خوردن و مباشرت است و كسى كه انديشهء آخرت بر دل او غلبه دارد نيّت خير در آنها براى او ممتنع نيست . همچنين بايد به هنگامى كه مالى از او تلف شود نيّت خود را نيكو كند و بگويد : در راه خدا بوده است ، و هرگاه به گوش او برسد كه ديگرى غيبت او كرده است خوشحال شود كه گناهانى از او را بر خواهد داشت و حسناتى از وى به دفتر اعمالش منتقل خواهد شد و با خاموشى از دادن پاسخ به او همين را نيّت كند . در خبر است كه : « بنده مورد حسابرسى قرار مىگيرد و اعمالش به سبب آفاتى كه به آنها رسيده باطل مىگردد به طورى كه مستوجب آتش مىشود سپس دفتر اعمال حسنهاش را برايش مىگشايند به طورى كه مستحقّ بهشت مىشود ليكن او تعجّب مىكند و مىگويد : پروردگارا اين اعمال را من انجام ندادهام ، به او گفته مىشود : اينها اعمال كسانى است كه تو را غيبت كرده و به تو آزار رسانيده و بر تو ستم كردهاند » « 1 » . و نيز در خبر آمده است كه : « بنده با حسناتى همچون كوهها وارد قيامت مىشود كه اگر براى او خالص شوند وارد بهشت مىشود ليكن خبر مىآيد كه او به اين ستم كرده و آن را ناسزا گفته ، و اين را زده است پس براى اينان از حسنات او برمىدارند به طوريكه حسنهاى برايش باقى نمىماند ، فرشتگان مىگويند : حسناتش پايان يافته است و مطالبه كنندگان باقى ماندهاند ، خداوند مىفرمايد : از گناهان آنها بر او بيفزاييد و با سيلى محكم وى را در آتش اندازيد » « 2 » . كوتاه سخن آن كه بپرهيز و سخت بپرهيز كه چيزى از حركات و سكنات خود را حقير و ناچيز شمارى تا از غرور و شرور آنها پرهيز نكنى در حالى كه در روز سؤال و حساب براى آنها پاسخى نداشته باشى چه خداوند آگاه و ناظر بر تو است : ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ « 3 » . اگر تو از دورانديشان و خردمندانى و از جملهء فريفتگان نيستى هم اكنون دربارهء خود
--> ( 1 ) مسند الفردوس ديلمى از طريق ابى نعيم از حديث شيث بن سعد ، به طور مختصر آمده كه : بنده در روز قيامت نامهء اعمال خود را كه گشوده شده ديدار مىكند و به آن مىنگرد و در آن حسناتى مىبيند كه آنها را به جا نياورده است مىگويد : اين حسنات براى من است در حالى كه من آنها را به جا نياوردهام به او گفته مىشود : آنها به سبب غيبت مردم از توست و تو آگاهى ندارى ، در سلسله سند آن ابو لهبعه است ؛ المغنى . ( 2 ) با اندكى اختلاف پيش از اين ذكر شده است . ( 3 ) ق / 18 : هيچ سخنى را انسان بر زبان نمىآورد جز اين كه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده است تا مأموريت خود را انجام دهد .