الفيض الكاشاني
143
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سخاوت و بخشندگى در نزد خداوند از محبوبترين صفتهاست ، تا آن جا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « خداوند را سيصد خوى است كه هر كس با يكى از آنها به او تقرّب جويد وارد بهشت مىشود و محبوبترين آنها نزد او سخاوت است » « 1 » . كاش مىدانستم كه چرا سخاوت بر اين كس حرام و بر او واجب شده كه به قراين احول اين ستمگر بنگرد تا چنانچه بر او روشن شود كه وى بر حسب عادت از سلاح براى شرارت و كارهاى بد استفاده مىكند بكوشد تا او را خلع سلاح كند نه آن كه سلاح تازهاى در اختيار او بگذارد . دانش نيز سلاحى است كه به وسيلهء آن با شيطان و دشمنان خدا پيكار مىشود ليكن گاهى با آن دشمنان خدا يارى مىشوند ، و اين دشمنان همان هواهاى نفسانىاند . لذا هر كس دنيا را بر دين خود و خواهشهاى نفس خويش را بر آخرتش برگزيند به سبب كمى فضل پيوسته عاجز و ناتوان است و چگونه رواست به چنين كسى كمك شود تا با فرا گرفتن نوعى دانش بتواند به وسيلهء آن به شهوتهايش دست يابد . عالمان پيشين پيوسته حالات كسانى را كه نزد آنان رفت و آمد داشتند بررسى مىكردند ، و هرگاه از يكى از آنها اندك كوتاهى در نوافل و مستحبّات مىديدند او را ردّ و احترام او را ترك مىكردند ، و اگر از او فجور يا ارتكاب حرامى مشاهده مىكردند از او دورى مىجستند و او را از مجالس خود مىراندند و سخن گفتن با او را ترك مىكردند چه رسد به آن كه دانش خود را به او بياموزند چه مىدانستند كه هر كس مسألهاى بياموزد و بدان عمل نكند و آن را بر عهدهء ديگران بگذارد او جز اسباب شرّ و بدى را نمىخواهد ، همهء پيشينيان از فاجر عالم به سنّت به خدا پناه مىبرند و از فاجر نادان استعاذه نمىكردند . اين امر و امثال آن چيزهايى است كه بر احمقها و پيروان شيطان مشتبه مىشود هر چند دارندهء طيلسان و آستينهاى گشاد و صاحب زبانى دراز و دانش بسيار باشند ، دانشى كه مشتمل بر پرهيز از دنيا و منع از آن ، و ترغيب به آخرت و دعوت به آن نيست بلكه علومى است كه متعلّق به خلق است و به وسيلهء آنها مىتوان بر گردآورى مال و جلب پيروان و پيشى گرفتن بر اقران دست يافت . بنابراين قول پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده است : « اعمال وابسته به نيّت است » از سه قسم اعمالى كه ذكر شد تنها به طاعات و مباحات اختصاص دارد و شامل معاصى نمىشود ؛ زيرا طاعت با نيّت طاعت و با دگرگونى آن مبدّل به معصيت مىشود ، و مباح با نيّت طاعت و يا
--> ( 1 ) الأوسط طبرانى از حديث انس به طور مرفوع با اختلاف كمى در الفاظ ؛ المغنى .