الفيض الكاشاني
142
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * « 1 » ، و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « نادان به سبب نادانى معذور نمىباشد و روا نيست كه جاهل بر جهلش و عالم بر علمش خاموش باشند » « 2 » . تقرّب جستن پادشاهان به بناى مساجد و مدارس از مال حرام مانند تقرّب جستن عالمان بد در آموختن دانش به سفيهان و اشرارى است كه به فسق و فجور شناخته شدهاند و همه مقصد آنها مجادله با عالمان و بيزارى از نادانان و دلجويى از سران مردم و گرد آوردن مال دنيا و گرفتن اموال سلاطين و مستمندان و يتيمان است ، چه اينان هرگاه آموزش يابند راهزنان راه خدا خواهند شد و هر كدام از آنها در شهر خود نايب دجّال خواهد گرديد . براى حرصى كه به دنيا دارد با ديگران به نزاع مىپردازد ، خواهشهاى نفسانى را پيروى مىكند . از تقوا دورى مىجويد و مردم با مشاهدهء گناهانى كه از او سر مىزند در ارتكاب گناه گستاخ خواهند شد . سپس دانش وى از وى به امثال او منتقل مىشود و آنان دانش را وسيلهاى براى شرّ و پيروى از هواى نفس قرار مىدهند و اين روش پيوسته ادامه مىيابد و و بال اعمال آنها به معلّمى باز مىگردد كه به اوّلين آنها علم آموخت با آن كه فساد نيّت و قصد بد او را مىدانست و انواع گناهان را در گفتار و كردار و خوراك و لباس و كسب و كار او ديده بود . اين عالم مىميرد ليكن آثار بد او ممكن است هزار يا دو هزار سال در جهان باقى بماند . خوشا به حال كسى كه چون بميرد گناهانش با او بميرند . آنگاه شگفت از جهل او كه مىگويد : عمل بسته به نيّت است و من نيّتم نشر علوم دين بوده اگر او آن را در راه فساد به كار برده گناه از اوست نه از من ، و قصد من جز اين نبوده است كه او از دانش خود در راه خير كمك گيرد ، ليكن رياست طلبى و مريد خواهى و تفاخر به علم خوشايند او بود و شيطان به سبب رياست دوستى امر را بر او مشتبه ساخت . اى كاش مىدانستم آن چه پاسخى دارد در مورد كسى كه به راهزنى شمشيرى ببخشد و اسب و اسباب براى او فراهم كند تا از آنها براى انجام دادن مقاصد خود كمك گيرد ، و سپس بگويد : مقصودم تنها بذل و بخشش به او و تأسّى به اخلاق الهى بوده است به اين اميد كه با شمشير و اسب در راه خدا بجنگد ، چه فراهم كردن اسب و وسايل براى مرزبانان و نيرو براى جهادگران از بهترين مستحبّات است ، اگر وى آنها را در راهزنى به كار برده او گنهكار است امّا فقيهان اجماع كردهاند كه عمل اين شخص حرام است با اين كه
--> ( 1 ) نحل / 45 : اگر نمىدانيد از آگاهان بپرسيد . ( 2 ) الاوسط طبرانى ، رياض المتعلّمين ابن السّنى و ابو نعيم از حديث جابر به سند ضعيف بدون ذكر جمله : « جاهل بر جهلش معذور نيست » .