الفيض الكاشاني
114
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نيست از ذكر آنها چشم مىپوشيم . بيان حقيقت رضا و تصوّر آن در چيزى كه خلاف خواهش نفس است ( 1 ) بدان كسى كه گفته است : آنچه خلاف هواى نفس و از انواع بلاست جز صبر چيز ديگرى نيست و رضا در اين موارد قابل تصوّر نمىباشد خطاى او ناشى از آن است كه وى محبّت حق تعالى را انكار كرده است . ليكن هرگاه تصوّر محبّت بنده نسبت به خداوند و مستغرق شدن فكر به او ثابت گردد روشن مىشود كه محبّت ، رضا به افعال دوست را به بار مىآورد ، و اين امر به دو سبب است : اوّل - آن كه محبّت احساس درد را از ميان مىبرد به طورى كه درد بر او عارض مىشود ليكن او آن را احساس نمىكند و جراحت به او مىرسد و او از آن متألّم نمىشود . نمونهء آن شخص رزمنده است كه اگر در حال خشم يا ترس زخمى به او برسد آن را حسّ نمىكند و تنها هنگامى كه خون در بدن خود ببيند مىفهمد كه مجروح شده است . بلكه كسى كه در پى كار نزديكى مىدود چنانچه خارى در پايش خلد به سبب مشغولى دل درد آن را احساس نمىكند . همچنين كسى را كه حجامت كنند يا سرش را با تيغ كند بتراشند دچار درد مىشود ليكن اگر دلش به امر مهمّى مشغول باشد و از آرايشگر و حجامت كننده غافل شود درد را حسّ نمىكند . همهء اينها به سبب آن است كه اگر دل در امرى كه بايد آن را به انجام رساند مستغرق شود غير آن را درك نمىكند . و نيز عاشقى كه تمام فكرش مستغرق در مشاهده و يا محبّت معشوق خويش است بسا دچار چيزى شود كه اگر عشق او وجود نمىداشت به درد و غم گرفتار مىشد ليكن به سبب استيلاى شديد محبّت معشوق بر دلش درد و غمى احساس نمىكند . اين در صورتى است كه غم و درد از ناحيهء غير دوست به او برسد و چگونه خواهد بود اگر آنها از سوى دوست باشد . مشغوليّت دل به عشق و محبّت از بزرگترين مشغوليّتهاست ، و هرگاه عدم احساس درد اندك به سبب محبّت اندك قابل تصوّر باشد عدم درك درد بزرگ به سبب محبّت بزرگ نيز قابل تصوّر خواهد بود ، چه محبّت از نظر قوّت و شدّت قابل چند برابر شدن است همچنان كه درد نيز از اين نظر ممكن است چند برابر شود ، و همان گونه كه دوستى صورتهاى زيبا كه با چشم سر ادراك مىشود ممكن است پيوسته قوّت گيرد همچنين دوستى صورتهاى زيباى باطنى كه به نور بصيرت شناخته مىشوند نيز همواره قوّت و شدّت مىيابد . و هيچ جمال و جلالى با جمال و جلال حضرت ربوبى قابل مقايسه نيست و اگر چيزى از آن بر كسى مكشوف شود چنان بر او چيره مىگردد