الفيض الكاشاني

107

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آسمان بلند كرد و گفت : اى پروردگار من ! اى آقاى من ! تو تويى ، و من منم چگونه توبه كنم اگر توبه مرا نپذيرى ، و چگونه مصونيّت از گناه طلب كنم اگر مرا مصون ندارى ، به فريادم برس و گرنه به گناه باز مىگردم . و باز مىگردم و باز مىگردم . خداوند به او الهام فرمود كه : اى آصف ! راست گفتى من منم ، و تو تويى با توبه به سوى من بيا چه توبهء تو را پذيرفتم و من توبه پذير و مهربانم . اين سخن كسى است كه در پيشگاه خدا دليرى ورزد و از او به سوى او گريزد و از او به او بنگرد . در خبر آمده است خداوند بنده‌اى را كه در آستانهء هلاكت بود مورد ترحّم قرار داد و به او الهام فرمود : اى بندهء من چه گناهان بسيارى كه مرا با آنها روبرو كردى و من آنها را برايت آمرزيدم در حالى كه به كمتر از آنها امّتى را هلاك كرده‌ام . اين سنّت حق تعالى در ميان بندگان اوست كه بنابر مشيّت ازلى بعضى را برترى مىبخشد و بعضى را مقدّم و يا مؤخّر مىدارد ، و اين داستانها به اين منظور در قرآن آورده شده است تا سنّت او در ميان بندگان پيشين او دانسته شود ، چه در قرآن چيزى يافت نمىشود جز اين كه براى مردم هدايت و نور و شناخت است . از اين رو گاهى تنزيه خود را به آنها گوشزد مىكند و مىفرمايد : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ « 1 » ؛ و گاهى صفات جلال خود را به آنها معرّفى مىكند و مىگويد : الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ « 2 » ؛ و زمانى آنها را به افعال بيم دهنده و اميدوار كنندهء خود آشنا مىسازد و سنّت خود را در ميان پيامبران و دشمنانش بازگو مىكند و مىفرمايد : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ ، إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ « 3 » ؛ و نيز : أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ « 4 » . قرآن در بيان اين مطلب از اين سه قسم تجاوز نمىكند كه عبارتند از ارشاد به معرفت بارى تعالى و تنزيه او ، شناخت صفات و اسماى او ، و شناخت افعال و سنّتهاى او در ميان

--> ( 1 ) تمام سوره اخلاص : بگو خداوند يكتا يگانه است ، خداوند بى نياز است ، نزاده و زاييده نشده ، و براى او هرگز شبيه و مانندى نبوده است . ( 2 ) حشر / 23 : . . . حاكم و مالك اصل اوست ، از هر عيب منزّه است ، به كسى ستم نمىكند ، به مؤمنان امنيّت مىبخشد ، مراقب همه چيز است ، قدرتمند است شكست ناپذير ، هر امرى را با اراده نافذ خود اصلاح مىكند ، شايسته بزرگى است . . . ( 3 ) فجر / 5 و 6 : آيا نديدى پروردگارت به قوم عاد چه كرد ؟ و با آن شهر « ارم » با عظمت . ( 4 ) فيل / 2 : آيا نديدى پروردگارت با اصحاب فيل ( لشكر ابرهه كه به قصد نابودى كعبه آمده بودند ) چه كرد ؟