الفيض الكاشاني

101

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

طورى كه هرگاه غلبه يابد و دل از آنچه از او غايب است فارغ بوده و به اين كه ممكن است خطر زوال به او راه يابد توجّه نداشته باشد ، در اين صورت نعمت و لذّت او بس بزرگ خواهد بود . از اين رو هنگامى كه به يكى از آنان گفته شد : آيا تو مشتاقى ؟ پاسخ داد : نه ! شوق جز به غايب نيست و هرگاه غايب حاضر باشد به چه كسى مشتاق باشم ؟ اين گفتار كسى است كه به سبب آنچه يافته مستغرق در شادى است و به اين كه امكان مزيد الطاف باقى است توجّه ندارد ؛ و كسى كه حالت انس بر او غلبه يافته تمايلش به تنهايى و خلوت است و بس ؛ زيرا انس با خدا مستلزم وحشت داشتن از غير خداست بلكه هر چيزى كه مانع خلوت شود آن گرانتر چيزى بر دل اوست . چنان كه روايت شده است در هنگامى كه پروردگار با موسى عليه السّلام سخن گفت تا مدّت درازى موسى سخن كسى را نمىشنيد جز اين كه حالت بيهوشى به او دست مىداد ، چه محبّت محبوب و ياد او را در دل شيرين مىكند و شيرينى آنچه را غير از آن است از دل بيرون مىسازد . به همين سبب يكى از حكيمان در دعاى خود گفته است : اى كسى كه مرا به ذكر خود انس داده‌اى و از خلق خود بيزارى بخشيده‌اى . خداوند به داوود عليه السّلام فرمود : با من انس بدار و از غير من بيزار باش . عبد الواحد بن زيد گفته است : از كنار راهبى گذشتم به او گفتم : اى راهب ! تو را تنهايى خوش آمده است ، پاسخ داد : اگر شيرينى تنهايى را بچشى از نفس خود نيز به آن پناه مىبرى . تنهايى سرمايهء عبادت است . گفتم : اى راهب ! كمترين چيزى كه در تنهايى مىيابى چيست ؟ گفت : آسودگى از سازش با مردم و سلامتى از شرّ آنهاست . گفتم : اى راهب ! كى بنده شيرينى انس با خدا را مىچشد ؟ گفت : هنگامى كه دوستى صفا يابد و رفتار خالص شود . گفتم : چه زمانى دوستى صفا مىيابد ؟ گفت : زمانى كه انديشه‌ها در راه طاعت خدا يكى شود . يكى از حكيمان گفته است : شگفت از خلايق كه چگونه براى تو بدلى خواستند ، شگفت از دلها كه چگونه با غير تو انس گرفتند . اگر بگويى : نشانهء انس با خدا چيست ؟ پاسخ اين است بدانى نشانهء خاصّ آن دلتنگ بودن از آميزش با مردم و به ستوه آمدن از آنان و شيفتگى او به ذكر خداست . و اگر با مردم معاشرت كند مانند منفردى در جماعت ، و مجتمعى در خلوت ، و غريبى در حضر ، و حاضرى در سفر ، و شاهدى در غيبت ، و غايبى در حضور خواهد بود . بدن او با مردم معاشرت مىكند ليكن دل او تنها و مستغرق در شيرينى ذكر خداست . على عليه السّلام در توصيف اينان فرموده است : « آنان گروهى هستند كه علم و دانايى بر حقيقت امر به ايشان رو آورده ، و با آسودگى يقين دمساز گشته‌اند ، آنچه را متنعّمان سخت و