الفيض الكاشاني

92

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دارد و تصميم قاطع گيرد مادام كه بيمار است ميوه نخورد اين عزم در همان حال قطعيّت دارد هر چند قابل تصوّر است كه در حالات ديگرى ميل به ميوه بر او غلبه كند ، ليكن او توبه نكرده بلكه زمانى تايب است كه عزم خود را در حال توبه جزم و غير قابل برگشت كند . تصوّر نمىرود امكان چنين توبه‌اى در ابتداى كار ميسّر شود مگر آن كه از مردم كناره‌گيرى كند و خاموشى گزيند و خواب و خوراك را كم كند و به قوت حلال دست يابد . از اين رو چنانچه مال موروثى حلالى در اختيار دارد ، يا داراى حرفه‌اى است كه به اندازهء كفاف با آن كسب روزى مىكند به آن قناعت ورزد ، زيرا سرچشمهء همهء گناهان خوردن حرام است و انسان با اصرار به آن چگونه ممكن است توبه كند ، و آن كه قادر نيست شهواتش را در خوردنيها و پوشيدنيها ترك گويد به حلال بسنده و شبهات را ترك كند . يكى از بزرگان گفته است : هر كس در ترك شهوات صادق باشد ، و هفت بار براى خدا با نفس خود مجاهده كند به شهوات گرفتار نخواهد شد . ديگرى گفته است : هر كس از گناهى توبه و هفت سال بر آن پايدارى كند هرگز بدان باز نخواهد گشت . از وظايف مهمّ توبه كننده چنانچه عالم نباشد آن است كه آنچه را در آينده بر او واجب و يا حرام مىباشد فرا گيرد تا بتواند بر توبهء خود پايدار باشد ، و اگر عزلت اختيار نكند استقامت مطلق براى او ميسّر نخواهد بود مگر آن كه از پاره‌اى گناهان توبه كند مانند اين كه از شرابخوارى و زنا و غصب تايب شود ، و اين توبهء مطلق نيست . برخى از مردم گفته‌اند : اين توبه صحيح نيست . بعضى ديگر معتقد به صحّت آن شده‌اند ، واژهء صحّت در اين جا مجمل است ، بلكه ما به كسى كه مىگويد صحيح نيست مىگوييم : اگر مقصودت اين است كه ترك بعضى از گناهان اصلا درست نيست و وجود و عدم آن يكى است خطاى بزرگى را مرتكب شده‌اى ، زيرا ما مىدانيم كه گناه بسيار سبب عذاب بسيار ، و گناه اندك موجب عقاب اندك است ؛ و به كسى كه آن را صحيح مىداند مىگوييم اگر منظورت اين است كه توبه از برخى گناهان موجب قبولى و رسيدن به نجات و رستگارى است اين نيز خطاست ، زيرا نجات و رستگارى منوط به ترك همهء گناهان است ، البتّه اين حكم بر حسب ظواهر احكام شرع است و ما از خفاياى اسرار عفو الهى سخن نمىگوييم . اگر كسى كه معتقد به عدم صحّت توبه از بعضى گناهان است بگويد : مقصود من اين است كه توبه عبارت از پشيمانى است و كسى كه مثلا از دزدى پشيمان مىشود پشيمانى