الفيض الكاشاني
88
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
« زنى غامديّه خدمت پيامبر خدا ( ص ) آمد و عرض كرد : اى پيامبر ! زنا كردهام مرا پاك كن پيامبر ( ص ) او را برگردانيد ، چون بامداد روز بعد شد گفت : اى پيامبر خدا ! چرا مرا ردّ مىكنى شايد مىخواهى مرا مانند ماعز بازگردانى ، به خدا سوگند من آبستنم ، پيامبر ( ص ) فرمود : امّا حالا باز گرد تا آنگاه كه بزايى . چون زايمان كرد كودك را در خرقهاى پيچيد و نزد پيامبر ( ص ) آمد و عرض كرد : اين كودكى است كه آن را زادهام ، پيامبر ( ص ) فرمود : باز گرد و آن را شير ده تا آنگاه كه او را از شير بازگيرى ، هنگامى كه او را از شير بازگرفت كودك را در حالى كه در دستش تكّه نانى بود بياورد و عرض كرد : اى پيامبر خدا ! او را از شير باز گرفتهام و نان مىخورد ، پيامبر ( ص ) آن كودك را به مردمى از مسلمانان سپرد و فرمود تا براى زن حفرهاى تا سينهء او كندند و سنگسارش كردند . خالد بن وليد سنگى بر سر وى زد كه خون از آن جستن كرد و به روى خالد رسيد ، خالد او را دشنام داد ، پيامبر ( ص ) دشنام او را شنيد فرمود : « اى خالد آرام باش ، به خدايى كه جان من در قبضهء قدرت اوست اين زن توبهاى كرد كه اگر باج بگير چنين توبهاى كند آمرزيده مىشود . سپس دستور فرمود تا بر او نماز گزاردند و به خاك سپردند . » « 9 » امّا قصاص و حدّ قذف ، در اينها جز حلال جويى از صاحب حقّ چارهاى نيست و اگر آنچه گرفته شده مالى است كه از طريق غصب يا خيانت يا غبن در معامله از طريق به كار برد نوعى حيله و نيرنگ به دست آمده است مانند اين كه پول ناسره را به جاى سره داده ، يا عيب جنس مورد معامله را پوشانيده ، يا از اجرت مزدور كاسته ، و يا اجرتش را اصلا نداده واجب است همهء اين موارد را بررسى كند ، آن هم نه از زمان بلوغ بلكه از زمانى كه وجود پيدا كرده است زيرا آنچه به مال كودك تعلّق مىگيرد بر او واجب است پس از رسيدن به حدّ بلوغ چنانچه ولىّ او در اخراج آنها كوتاهى كرده آنها را ادا كند ، اگر اين كار را نكند ستم كرده و در روز قيامت از او مطالبه خواهد شد ، چه كودك و بالغ در حقوق مالى برابرند . و بايد از نخستين روز زندگى تا روز توبه ، خود را بر ذرّهها و حبّهها مورد محاسبه قرار دهد پيش از آن كه در قيامت حسابرسى شود ، و نسبت به خود سخت گيرد پيش از آن كه بر او سخت گيرند ، چه هر كس در دنيا به حساب خود رسيدگى نكند حساب او در آخرت طولانى خواهد بود ، و هر گاه به ظنّ و نوعى اجتهاد ممكن به مواردى دست يابد آنها را بنويسد و نام يكايك صاحبان مظالم را ثبت كند سپس در
--> ( 9 ) صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 120 حديث غامديّه .