الفيض الكاشاني
532
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است كه : « چون وحى بر او نازل مىشد سرش به درد مىآمد آن را با حنا مىپوشانيد » « 47 » ؛ و در خبر ديگرى آمده است كه : هر گاه زخمى در او پديد مىآمد حنا ، روى آن مىگذاشت ، « 48 » و زمانى بر قرحهء خود خاك گذاشت . « 49 » آنچه در بارهء مداواهاى آن حضرت و اوامر او در اين باره روايت كردهاند بسيار است ، و در اين مورد كتابى تصنيف شده است كه آن را طبّ النّبى ناميدهاند . يكى از دانشمندان در اسرائيليات آورده است كه : موسى ( ع ) دچار بيمارى شد . بنى اسرائيل نزد او آمدند و بيمارى او را شناختند به او گفتند : اگر با فلان چيز مداوا كنى تندرستى خود را باز مىيابى . موسى ( ع ) فرمود : مداوا نمىكنم تا خداوند مرا بدون دارو عافيت دهد . بيمارىاش به طول انجاميد . به او گفتند : داروى اين درد شناخته شده و مجرّب است و ما خود را با آن درمان كرده بهبود يافتهايم ، گفت : من مداوا نمىكنم . در نتيجه بيمارىاش ادامه يافت . خداوند به او وحى فرمود : به عزّت و جلالم سوگند به تو بهبودى نمىبخشم تا به آنچه به تو گفتهاند خود را درمان كنى . موسى ( ع ) به آنها گفت : مرا به آنچه گفتيد درمان كنيد . پس او را مداوا كردند تا بهبود يافت . بدين سبب چيزى در دل موسى ( ع ) خطور كرد خداوند به او وحى فرمود : آيا مىخواهى با توكّل خود حكمت مرا باطل كنى ، آيا جز من كس ديگرى اين فوايد را در داروها قرار داده است ؟ در خبر ديگرى آمده است : يكى از پيامبران از دردى كه دچار شده بود شكوه كرد . خداوند به او وحى فرمود : تخم مرغ تناول كن . « 50 » پيامبر ديگرى از ضعف شكايت كرد خداوند به او وحى فرمود : گوشت با شير بخور كه در آنها قوّت است ، « 51 » گفته شده اين ضعف از مباشرت بوده است . نقل شده است كه قومى به پيامبرشان از زشتى فرزندانشان شكايت كردند . خداوند به
--> ( 47 ) بزّار ، مجمع الزّوائد ، 5 / 95 . ( 48 ) سنن ابن ماجه ، شمارهء 3502 ، سنن ترمذى ، 8 / 211 . ( 49 ) صحيح بخارى ، 7 / 172 ؛ صحيح مسلم ، 7 / 17 . ( 50 ) كافى ، 6 / 325 و 316 . ( 51 ) همان مأخذ .