الفيض الكاشاني

533

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

او وحى فرمود كه به آنها دستور ده به زنان آبستن خود ميوه بخورانند كه آن فرزند را زيبا مىكند . آنها اين كار را در ماه سوّم و چهارم آبستنى مىكردند ، چه در اين ماههاست كه خداوند كودك را در شكم مادر مصوّر مىكند ، و آنها به زنان آبستن و به زنان زائو رطب مىخوراندند . بنا بر اين روشن شد كه مسبّب الأسباب براى اظهار حكمت ، سنّت خود را از طريق ارتباط مسبّبات با اسباب جارى ساخته است ، و داروها سببهايى هستند مانند ساير اسباب كه مسخّر حكمت حق تعالى مىباشند ، چنان كه نان داروى گرسنگى و آب داروى تشنگى و سكنجبين داروى صفرا و لقمونيا داروى اسهال است و ميان اين اسباب جز در دو چيز تفاوتى نيست . اوّل - آن كه درمان گرسنگى و تشنگى به آب و نان معالجه‌اى روشن و آشكار است و همهء مردم آن را حسّ مىكنند امّا درمان صفرا را با سكنجبين تنها برخى از خواصّ درك مىكنند ، و كسى كه اين را با تجربه دريافته آن را به بخش اوّل ملحق ساخته است . دوم - دارويى كه مسهل است و سكنجبين كه صفرا را فرو مىنشاند عمل آنها منوط به شرايط ديگرى در باطن بدن است ، و اسباب در مزاج آدمى بسيار است كه بسا وقوف بر همهء آنها غير ممكن باشد ، و چه بسا يكى از شرايط وجود نداشته باشد و داروى مسهل بى اثر بماند . امّا رفع تشنگى غير از آب شرايط بسيار ديگرى ندارد ، و گاهى ممكن است عوارضى اتّفاق افتد كه با وجود كثرت نوشيدن آب تشنگى دوام يابد ، ليكن اين نادر است و كم اتّفاق مىافتد . اختلاف اسباب همواره منحصر به اين دو قسم است و گرنه مسبّب در صورتى كه شرايط كامل شود ناگزير تابع سبب مىباشد ؛ ليكن همهء آنها به تدبير و تسخير مسبّب الأسباب است و ترتيب آنها بنا به حكمت و كمال قدرت اوست ؛ لذا به كار بردن اين اسباب با وجود توجّه به مسبّب الأسباب نه به پزشك و دارو زيانى به توكل كننده نمىرساند . از موسى ( ع ) نقل شده است كه عرض كرد : پروردگارا دارو و شفا از كيست ؟ خداوند فرمود : از من است . عرض كرد : پس پزشكان چه مىكنند ؟ فرمود : روزى خود را مىخورند و بندگانم را دلخوش مىكنند تا شفا و يا اجلشان برسد . بنا بر اين توكّل با وجود مداوا ، توكّل با علم و حال است چنان كه در اقسام اعمالى كه