الفيض الكاشاني

524

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

درجه مشغول آنند . اكنون اگر آنچه گفته شد فهميده‌اى دانسته‌اى كه اندوختن براى برخى از مردم زيانبار و براى برخى ديگر بىضرر است . قسم سوم - در مباشرت اسبابى كه ضررى را كه بيم آن است دفع مىكند ( 1 ) بدان ترس از ضرر يا نسبت به جان است و يا نسبت به مال و ترك اسبابى كه ضرر را دفع مىكند به هيچ وجه از شرايط توكّل نيست . امّا بيم ضرر جانى مانند خوابيدن در بيشه‌زارى كه جاى درّندگان است يا در گذرگاه سيل يا در كنار ديوارى كه كج شده و مشرف به فروريختن است و يا در زير سقف شكسته ، چه از همهء اينها نهى شده و كسى كه مرتكب آن شود خود را بدون فايده در معرض نابودى قرار داده است . آرى اين اسباب سه قسم است : قطعى ، ظنّى و موهوم . ترك قسم موهوم از شرايط توكّل است و آن چيزى است كه نسبت آن در دفع ضرر مانند نسبت داغ كردن و افسون است چه داغ و افسون را براى جلوگيرى از ضرر مورد انتظار مقدّم مىدارند و گاهى هم پس از وقوع ضرر براى بر طرف كردن آن انجام مىدهند . پيامبر ( ص ) متوكّلان را به ترك داغ كردن و افسون و فال بد توصيف كرده ولى نفرموده است كه هر گاه به محلّ سردى روند جبّه نمىپوشند ، چه جبّه براى دفع سرماى مورد انتظار پوشيده مىشود ، و همهء اسبابى كه از اين قبيل است همين حكم را داراست . آرى فى المثل اعتماد به خوردن سير به هنگام بيرون رفتن براى سفر در زمستان به منظور اين كه حرارت درونى بدن برانگيخته شود بسا از قبيل تعمّق در اسباب و اعتماد بر آنها به شمار آيد ، و تقريبا شبيه داغ كردن باشد بر خلاف جبّه كه چنين نيست . براى ترك اسبابى كه دفع كنندهء ضرر است اگر چه قطعى باشد وجهى است و آن اين كه اگر ضرر از ناحيهء آدمى است ، چنانچه براى انسان هم صبر امكان داشته باشد و هم دفع و انتقام شرط توكل تحمّل و صبر كردن است . خداوند فرموده است : فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ؛ « 24 » و نيز : وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ؛ « 25 » و نيز :

--> ( 24 ) مزمّل / 10 : او را نگهبان و وكيل خود انتخاب كن ، و در برابر آنچه آنها مىگويند شكيبا باش . ( 25 ) ابراهيم / 12 : و ما به طور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد ( و دست از اداى رسالت خود بر نمىداريم ) و توكّل كنندگان بايد فقط بر خدا توكّل كنند .