الفيض الكاشاني

420

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

معيّنى سؤال نكند ، بلكه مطلوب خود را به كنايه بگويد به طورى كه تنها نيكوكارى كه صادقانه رغبت داشته باشد به بذل مال اقدام كند ، و اگر در ميان جمعيّت شخص برجسته‌اى باشد كه اگر ندهد مورد ملامت قرار مىگيرد سؤال وى موجب ايذاى او خواهد بود ، و بسا از روى كراهت و از بيم ملامت چيزى بدهد ، ليكن در باطن بيشتر قايل است كه اگر بتواند بدون آن كه مورد نكوهش واقع شود از اين پيشامد رهايى يابد . امّا اگر از شخص معيّنى درخواست كند بايد نام او را نبرد بلكه به كنايه بگويد تا اگر بخواهد تجاهل كند راهى برايش باقى بماند ، و اگر با وجود قدرت تجاهل نكند نشانهء رغبت او به بذل مال و عدم آزردگى اوست . مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) كافى از پيامبر خدا ( ص ) روايت كرده كه فرموده است : « از امّت من در مجالس آنها درخواست نكنيد تا آنها را بخيل بيابيد . » « 82 » غزّالى مىگويد : بايد از كسى درخواست كند كه اگر درخواست او را رد و يا با وجود قدرت تجاهل كند شرمگين نشود ، چه شرم از درخواست كننده آزار دهنده است چنان كه به قصد رياء چيزى دادن به كسى كه درخواستى نكرده موجب آزار اوست . اگر بگويى : چنانچه با علم به اين كه انگيزهء دهنده در دادن چيزى به او شرم از وى و يا حاضران بوده و اگر اين امر نبود اقدام به بخشش نمىكرد ، در اين صورت چيزى كه داده براى او حلال است يا شبهه‌ناك ؟ پاسخ اين است كه آن حرام محض است و در اين باره خلافى ميان امّت نيست و او در حكم كسى است كه با زدن و مصادره مالى را از ديگرى گرفته باشد ، چه ميان اين كه ظاهر بدن او را با چوب بيازارد يا باطن قلب او را با تازيانهء شرم و ترس از ملامت مضروب سازد تفاوتى نيست بلكه كوبيدن درون آدمى از نظر خردمندان عقوبتى سخت‌تر است . و روا نيست كه گفته شود در ظاهر به آنچه داده راضى بوده است . پيامبر ( ص ) فرموده است : « ما به ظاهر حكم مىكنيم و خداوند سرپرست باطنهاست . » « 83 » و اين حكم ضرورى داورها در حلّ و فصل دعاوى است ، زيرا براى آنها ممكن نيست كه مخاصمات را به بواطن و قراين احوال رجوع دهند و ناگزيرند به ظاهر

--> ( 82 ) همان مأخذ ، 2 / 47 ، شمارهء 8 . ( 83 ) عراقى گفته است : براى آن مأخذى نيافتم ، المزى نيز به هنگامى كه از او پرسيده‌اند همين را گفته است .