الفيض الكاشاني
359
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ . . . « 73 » و نيز : فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . . . ؛ « 74 » و نيز : وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ ؛ « 75 » و نيز : وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ . « 76 » اينها شرايط چهارگانهاى براى رهايى از خسران است . ترس پيامبران با آن كه نعمتهاى الهى بر آنها جارى بود بدان سبب بود كه خود را از مكر الهى ايمن نمىدانستند چه فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ « 77 » تا آن حدّ كه پيامبر ( ص ) و جبرئيل ( ع ) از خوف خدا گريستند ، و خداوند به آنها وحى فرمود : چرا گريه مىكنيد و حال آن كه من شما را ايمن گردانيدهام ؟ عرض كردند : چه كسى از مكر تو ايمن است ؟ « 78 » گويى چون آنها مىدانستند كه خداوند علّام الغيوب است و آنها بر غايات و مصالح امور آگاهى ندارند خود را از اين ايمن نديدند كه قول خداوند كه به آنها فرمود : من شما را ايمن گردانيدهام از باب ابتلا و آزمايش آنهاست و مكرى از سوى او نسبت به آنها بوده است تا هر گاه ترس آنها فرو نشيند روشن شود كه آنها خود را از مكر خدا ايمن دانستهاند و به گفتار خود وفا نكردهاند . چنان كه ابراهيم ( ع ) به هنگامى كه در منجنيق نهاده شد گفت : حسبى اللّه ( خداوند مرا بس است ) و اين از ادّعاهاى بزرگ بود از اين رو خداوند او را امتحان كرد و جبرئيل را فرستاد و در هوا به او گفت : هيچ حاجتى دارى ؟ پاسخ داد : امّا به تو نه ، و اين پاسخ وفاى به مقتضاى گفتارش بود كه گفت : حسبى اللّه . خداوند از اين امر خبر داده و فرموده است : وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى « 79 » يعنى به موجب گفتارش « حسبى اللّه » وفا كرد . و نظير اين را دربارهء موسى ( ع ) خبر داده و فرموده است :
--> ( 73 ) شورى / 20 : كسى كه زراعت آخرت را بخواهد به او بركت مىدهيم و بر محصولش مىافزاييم . ( 74 ) زلزله / 7 : پس هر كس به اندازهء سنگينى ذرّهاى كار خير انجام داده ( پاداش ) آن را مىبيند . ( 75 ) فرقان / 23 : و ما به سراغ اعمالى كه انجام دادهاند مىرويم و آنها را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا مىكنيم . ( 76 ) عصر / 2 و 3 و 4 : انسانها همه در زيانند جز كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال شايسته انجام دادهاند و يكديگر را به حقّ سفارش و به شكيبايى و استقامت توصيه كردهاند . ( 77 ) اعراف / 97 : . . . در حالى كه از مكر ( و مجازات ) خدا جز زيانكاران ايمن ( و غافل ) نخواهند بود . ( 78 ) عراقى گفته است : ابن شاهين آن را در كتاب شرح السّنة از حديث عمر روايت كرده است ، و آن در مجلسى از امالى ابن سعيد نقّاش با سندى ضعيف براى ما روايت شده است . ( 79 ) نجم / 37 : و در كتب ابراهيم همان كسى كه وظيفهاش را به طور كامل ادا كرد .