الفيض الكاشاني

350

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ترسان و اميدوار نمىشود جز آنگاه كه براى آنچه مىترسد و اميد دارد كار كند . » « 44 » بيان اين كه آيا افضل غلبهء خوف است يا رجا يا اعتدال آنها ( 1 ) بدان اخبار در فضيلت خوف و رجا بسيار است ، و بسا كسى كه به آنها نگردد دچار شكّ شود كه افضل كدام يك از آنهاست . امّا پرسيدن اين كه خوف افضل است يا رجا پرسشى نادرست است و مانند سخن كسى است كه بگويد : نان بهتر است يا آب ؟ پاسخ او اين است كه نان براى گرسنه و آب براى تشنه افضل است ، و اگر گرسنگى و تشنگى هر دو جمع شوند بايد به اغلب نظر كرد ، اگر گرسنگى غلبه دارد نان بهتر و اگر تشنگى غالب باشد آب افضل است ، و اگر هر دو تساوى دارند در فضيلت نيز تساوى خواهند داشت . هر چيزى كه براى مقصودى خواسته مىشود فضيلت آن در مناسبت با آن مقصود ظاهر مىشود نه در مناسبت با ذات آن چيز . خوف و رجا دو دارويند كه دلها را بدانها درمان مىكنند و فضيلت آنها بر حسب بيمارى موجود تعيين مىشود . اگر درد ايمنى از مكر خدا و مغرور شدن به او بر دل غلبه يافته خوف افضل است ، و اگر يأس و نوميدى از رحمت خداوند بر او چيره شده رجا افضل مىباشد ؛ همچنين اگر بر بنده گناه غالب باشد خوف بتر است و مىتوان گفت كه خوف مطلقا افضل است و اين از آن نظر است كه گفته مىشود : نان افضل از سركنگبين است چه با نان بيمارى گرسنگى درمان مىشود و با سركنگبين بيمارى صفرا بر طرف مىگردد و بيمارى گرسنگى غالبتر و بيشتر و نياز به نان زيادتر است ، لذا نان افضل است . بنابراين غلبهء خوف افضل است ، زيرا گناه و غرور بر مردم غالب است . اگر به منشأ خوف و رجا نگريسته شود رجا برتر است ، زيرا رجا از درياى رحمت الهى سرچشمه مىگيرد ، و خوف از درياى خشم خداوند مايه بر مىدارد ، و هر كس از صفات خداوند آنچه را كه مقتضى لطف و رحمت است در نظر گيرد محبّت او بر وى چيره مىشود و مقامى بالاتر از مقام محبّت نيست . امّا خوف منشأ آن توجّه به صفاتى از حقّ تعالى است كه مقتضى عنف بوده و محبّت با آن نياميخته بدان گونه كه با رجا آميخته است . به طور خلاصه آنچه براى غير آن مطلوب است به كار بردن واژهء اصلح براى آن شايسته‌تر است تا واژهء افضل . از اين رو مىگوييم : براى بيشتر مردم خوف از رجا شايسته‌تر است و اين به

--> ( 44 ) همان مأخذ ، 2 / 71 ، شمارهء 12 .