الفيض الكاشاني

351

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

سبب غلبهء گناهان است . امّا انسان پرهيزگارى كه ظاهر و باطن گناه و آشكار و نهان آن را ترك كرده شايسته‌تر آن است كه خوف و رجاى او برابر و در حدّ اعتدال باشد ، به همين سبب گفته‌اند : اگر خوف و رجاى مؤمن سنجيده شود هر دو برابر خواهند بود . روايت شده است على ( ع ) به يكى از فرزندانش فرمود : « اى پسرك من ! از خداوند چنان بترس كه گمان كنى اگر همهء حسنات مردم روى زمين را بياورى از تو نمىپذيرد ، و به دو چنان اميدوار باش كه اگر گناهان همهء مردم روى زمين را داشته باشى آنها را خواهد آمرزيد . » مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) كافى به سند خود از حارث بن مغيره يا پدرش از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه گفته است به آن حضرت عرض كردم : در وصيّت لقمان چه بود ؟ فرمود : « در آن شگفتيها بود و شگفت‌انگيزترين چيزى كه در آن آمده اين بود كه به فرزندش گفت : از خداوند چنان بترس كه گويا اگر حسنات جنّ و انس را بياورى تو را عذاب مىكند ، و به او چنان اميدوار باش كه گويا اگر گناهان جنّ و انس را داشته باشى تو را مىآمرزد . سپس ابى عبد اللّه ( ع ) گفت : پدرم مىفرمود : هيچ بندهء مؤمنى نيست جز اين كه در دلش دو نور است : نور رجا و نور خوف ، اگر آن را وزن كنند بر اين نمىچربد ، و اگر اين را بسنجند بر آن فزونى ندارد . » « 45 » در مصباح الشّريعة « 46 » از آن حضرت نقل شده كه فرموده است : خوف نگهبان دل است و رجا شفيع نفس است . كسى كه خدا را مىشناسد از او ترسان و به او اميدوار است . خوف و رجا دو بال ايمانند بندهء مؤمنى كه رضاى حق تعالى را مىجويد با آنها پرواز مىكند ، و آنها چشمان خرد اويند كه به آنها به وعد و وعيد خدا مىنگرد . خوف طلوع عدل خداست براى پرهيز از وعيد او ، و رجا دعوت فضل الهى است كه دل را زنده مىكند ، و خوف نفس را مىميراند . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « مؤمن ميان دو خوف بسر مىبرد . خوف گذشته و خوف آنچه باقى مانده است » و با مرگ نفس دل زنده مىشود ، و با زنده شدن دل استقامت حاصل مىگردد . كسى كه خدا را بر ميزان خوف و رجا پرستش كند گمراه نمىشود و به آرزوى خود دست مىيابد . چگونه ممكن است بنده بيمناك نباشد و حال آن كه نمىداند دفتر زندگى او چگونه به پايان مىرسد و عملى

--> ( 45 ) همان مأخذ ، 2 / 67 ، شمارهء 1 . ( 46 ) مصباح الشّريعه ، باب 88 .