الفيض الكاشاني

343

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

محبّت دنيا از دل ميسّر نمىشود ؛ و اين امر جز با ترك لذّات دنيا و شهوات آن ممكن نيست ، و ترك شهوات جز با ريشه‌كن كردن آنها از دل امكان پذير نمىباشد . هيچ چيزى مانند خوف شهوات را ريشه‌كن نمىكند ، چه خوف آتشى است كه هوسها را مىسوزاند . در اين صورت فضيلت آن به اندازه‌اى است كه شهوتها را سركوب مىكند ، و انسان را از ارتكاب گناه باز مىدارد ، و او را به اداى طاعات وادار مىسازد ، و چنان كه گذشت اين امر با اختلاف درجات خوف مختلف مىشود . آرى چگونه ممكن است خوف داراى فضيلت نباشد و حال آن كه عفّت ، ورع ، تقوا و مجاهده بر اثر آن حاصل مىشود ، و اينها اعمال فاضله و پسنديده‌اى است كه مايهء تقرّب انسان به خداوند است . امّا خوف حاصل از طريق آيات و اخبار ، آنچه در فضيلت آن از اين راه وارد شده از حدّ شمار بيرون است . در دلالت بر فضيلت آن همين بس كه خداوند هدايت و رحمت و علم و رضوان را كه مجموعهء مقامات بهشتيان است براى خائفان جمع كرده و فرموده است : هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ ؛ « 5 » و نيز : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ؛ « 6 » و آنان را به سبب خشيت به علم توصيف كرده و فرموده است : رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ . « 7 » هر چه بر فضيلت علم دلالت مىكند دليل بر فضيلت خوف نيز مىباشد ، چه خوف ثمرهء علم است . به همين سبب در اخبار موسى ( ع ) آمده است كه : امّا خائفان با رفيق اعلايند و در اين كسى را با آنها مشاركت نيست . پس بنگر كه چگونه رفاقت رفيق اعلى را منحصر به آنها فرموده است . آنان عالمانند و عالمان رتبهء همراهى و مصاحبت با پيامبران را دارند ، چه آنان وارثان پيامبرانند و مرافقت رفيق اعلى خاصّ پيامبران و كسانى است كه به آنها بپيوندند ؛ از اين رو هنگامى كه پيامبر ( ص ) در مرض مرگ ميان بقاى در دنيا و ورود بر حق تعالى مخيّر شد مىگفت : « رفيق اعلى را درخواست مىكنم » « 8 » اكنون اگر به آنچه خوف را به بار مىآورد نگريسته شود آن علم است و اگر به

--> ( 5 ) اعراف / 154 : . . . هدايت و رحمت براى آنها كه از پروردگار خويش مىترسند . ( 6 ) فاطر / 28 : از ميان بندگانش تنها دانشمندان از او مىترسند . ( 7 ) بيّنه / 8 : . . . هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند و اين ( مقام و الا ) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد . ( 8 ) از حديث عايشه و مورد اتّفاق است ، پيش از اين نيز ذكر شده است .