الفيض الكاشاني
342
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حساب سختگيرى و از خرد و ريز از او سؤال شود ؛ يا از صراط و تيزى آن و چگونگى عبور از آن بترسد ؛ يا از دوزخ و غلها و اهوال آن بيم داشته باشد ؛ يا از محروميّت از بهشت و نعيم آن و حرمان از سراى جاويد و نقصان درجه ترسان باشد ؛ يا از وجود حجاب ميان خود و خداوند بترسد . اين اسباب در ذات خود مكروهند و ناگزير مايهء ترس و بيم مىباشند . احوال خائفان در برابر اين امور مختلف است . برترين آنها مرتبهء خوف از فراق و محجوب بودن از خداست و اين خوف عارفان است و آنچه پايينتر از اين مرتبه باشد خوف عابدان و صالحان و زاهدان و همهء عمل كنندگان است . كسى كه معرفتش كامل نشده و ديدهء بصيرتش گشوده نگرديده نمىتواند لذّت وصال را احساس و درد دورى و جدايى را ادراك كند ، و اگر به او گفته شود عارف از آتش نمىترسد بلكه از حجاب مىترسد اين را در درون خود سخنى گزاف مىبيند و از آن در شگفت مىشود ، زيرا او جز لذّت فرج و شكم و نگاه به رنگها و چهرههاى زيبا و به طور خلاصه لذّتهايى كه بهايم با او در آنها مشاركت دارند لذّت ديگرى نمىشناسد . امّا لذّت عارفان را جز خود آنها ديگرى ادراك نمىكند و شرح و تفصيل آن براى كسى كه اهل آن نيست حرام است ، و كسى كه اهل آن است خود آن را درك مىكند و نيازى ندارد كه ديگرى براى او شرح دهد . بنابراين بازگشت خوف خائفان به همين اقسامى است كه ذكر شد . فضيلت خوف و ترغيب به آن ( 1 ) بدان فضيلت خوف گاهى از طريق تأمّل و عبرت گرفتن و زمانى با توجّه به آيات و اخبار دانسته مىشود ، امّا از طريق تأمّل و اعتبار بدين سبب است كه فضيلت هر چيزى به اندازهء كمك آن در رسيدن به سعادت لقاى پروردگار است ، زيرا هدف انسان جز وصول به سعادت نيست و سعادت بنده تنها در لقاى پروردگار و مولاى خود و تقرّب به اوست ؛ از اين رو هر چيزى به اين مقصود كمك كند براى آن فضيلت است و مقدار اين فضيلت به اندازهء كمك آن در وصول به اين مقصود است . پيش از اين روشن شد كه در آخرت وصول به سعادت لقاى پروردگار جز با تحصيل محبّت و انس با او در دنيا حاصل نمىشود ، و محبّت جز با معرفت و معرفت جز با دوام تفكّر به دست نمىآيد . همچنين انس جز با محبّت و دوام ذكر حاصل نمىگردد و مواظبت بر ذكر و فكر جز با بركندن