الفيض الكاشاني
330
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
، « 77 » اجابت كرده و فرموده است : وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . « 78 » محمّد بن حنفيّه از علىّ ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « هنگامى كه آيهء : فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ نازل شد پيامبر ( ص ) فرمود : اى جبرئيل ! صفح جميل چيست ؟ پاسخ داد : هر گاه كسى را كه به تو ستم كرده عفو كنى او را عتاب نكنى . پيامبر ( ص ) فرمود : اى جبرئيل ، خداوند متعال كريمتر از آن است كه كسى را كه عفو كرده است عقاب كند . جبرئيل گريست و پيامبر خدا ( ص ) نيز گريه كرد . خداوند ميكائيل را نزد آنها فرستاد و گفت : پروردگارتان به شما سلام مىرساند و مىفرمايد : چگونه كسى را كه عفو كردهام عقاب كنم ، اين در خور كرم من نيست . » « 79 » على ( ع ) فرموده است : « هر كس گناهى كند و خداوند در دنيا پرده بر آن كشد . او كريمتر از آن است كه در آخرت پرده از آن بردارد ؛ و آن كه گناهى مرتكب شود و خداوند او را در دنيا مجازات كند او دادگرتر از آن است كه در آخرت بندهاش را دوباره مجازات كند . » « 80 » در حديث آمده است : « دو تن از بنى اسرائيل براى خدا عقد برادرى بستند . يكى از آن دو بر نفس خود اسراف مىورزيد و ديگرى عابد بود و او را موعظه و نهى مىكرد . وى در پاسخ او مىگفت : مرا به پروردگارم واگذار ، آيا تو را بازرس من قرار دادهاند ؟ روزى او را مشغول ارتكاب كبيرهاى ديده به خشم درآمد و به او گفت : خداوند تو را نيامرزد . پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند در روز قيامت مىفرمايد : آيا كسى مىتواند رحمت مرا از بندگانم باز دارد ، و به او مىگويد : برو كه تو را آمرزيدم ، و به عابد مىگويد : امّا تو دوزخ را بر خود واجب ساختى . و فرمود : سوگند به كسى كه جانم در دست اوست وى سخنى گفت كه دنيا و آخرت خود را با آن هلاك كرد . » « 81 »
--> ( 77 ) بقره / 286 : . . . تكليف سنگينى بر ما قرار مده . ( 78 ) اعراف / 157 : . . . و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود ( از دوش و گردنشان ) بر مىدارد . ( 79 ) ابن مردويه و ابن النجّار از على ( ع ) بدين گونه : « در گذر كه گذشت نيكو رضاى بدون عقاب است » و اين را صدوق در عيون از امام رضا ( ع ) روايت كرده است ، و من به مأخذ آنچه مصنّف روايت كرده است دست نيافتم . ( 80 ) نظير آن از پيامبر خدا ( ص ) پيش از اين نقل شده است . ( 81 ) سنن ابن داوود ، 2 / 573 از حديث ابو هريره با سندى نيكو .