الفيض الكاشاني
30
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نانوايى كه مورد احتياج آحاد مردم است همهء عمر آنها را مصروف خود خواهد داشت . بنابراين از اين نظر هيچ يك از درجاتى كه ذكر شد واجب نيست . امّا واجب دوم همان است كه براى رسيدن به قرب مطلوب در درگاه بارى تعالى و احراز مقام محمود ميان صدّيقان از آن گريزى نيست ، و براى دست يافتن به آن توبه از همهء آنچه ذكر كرديم واجب است ؛ چنان كه اگر كسى بخواهد نماز مستحبّى به جا آورد طهارت بر او واجب است زيرا جز با طهارت نمىتوان نماز گزارد . امّا كسى كه به نقصان و حرمان از ثواب نماز مستحبّى خشنود است طهارت به خاطر آن بر او واجب نيست ، همان گونه كه گفته مىشود چشم و گوش و دست و پا شرط وجود انسان است ، يعنى اگر آدمى بخواهد انسان كاملى باشد كه از انسانيّت خود سود برد و به وسيلهء آن در دنيا به درجات عالى برسد مشروط است به اين كه اعضاى مذكور را داشته باشد . ليكن اگر كسى به صرف زنده بودن قانع و به اين كه مانند لاشهاى بر چوبهء قصّاب و يا همچون تكّه پارچهاى بدور افتاده باشد ديگر براى چنين زندگى چشم و دست و پا شرط نيست . بنابراين واجباتى كه مورد فتواى عموم علماست انسان را به سر منزل نجات نمىرساند ؛ و اصل نجات مانند اصل حيات است ، و سعادتهايى كه به وسيلهء آنها نجات و رستگارى فراهم مىشود به منزلهء اعضا و آلاتى است كه توسّط آنها حيات و زندگى به دست مىآيد . تلاش پيامبران و اولياى الهى و دانشمندان و بزرگان يكى پس از ديگرى در اين راه به كار رفته و فعاليّت آنها بر اين محور دور مىزده و نسبت به آن حرص و رغبتى شديد داشتهاند ؛ و براى همين هدف ، يعنى رسيدن به سر منزل رستگارى بوده كه همهء خوشيها و لذّات دنيا را ترك كردهاند ؛ تا آن جا كه عيسى ( ع ) به هنگام خوابيدن سر بر سنگ گذاشت ، شيطان نزد او آمد و گفت : آيا دنيا را براى آخرت ترك نكرده بودى ؟ عيسى ( ع ) گفت : آرى مگر چه شده است ؟ شيطان گفت : سر بر سنگ گذاشتن خوشى و تنعّم به دنياست ، چرا سرت را بر زمين نمىگذارى ؟ عيسى ( ع ) سنگ را به دور انداخت و سرش را بر روى زمين گذاشت تا از تنعّم و رفاه توبه كرده باشد . آيا عيسى ( ع ) نمىدانست در عموم فتواها سر بر زمين گذاشتن واجب نيست ؟ پس در احوال اينان تأمّل كن ، همانهايى كه از همهء خلايق به خدا و راه خدا و مكر خدا و موارد غرور به خدا داناتر و آگاهتر بودند ، و مبادا كه حتّى يك بار زندگى دنيا تو را بفريبد ، و زنهار بلكه هزار بار زنهار ، كه شيطان تو را فريب دهد . اينها اسرارى است كه هر كس عبير آنها را بوييده دانسته است كه توبهء نصوح