الفيض الكاشاني
29
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ « 34 » و چون چرك و زنگار تراكم پيدا كند جزء سرشت او مىشود و بر دل او نقش مىبندد ، همچون پليديهايى كه بر صفحه آينه مىنشيند كه اگر متراكم شود و ديرى بگذرد در جرم آهن فرو مىرود و آن را تباه مىسازد ، و ديگر قابل صيقل زدن و زدودن زنگ نيست و اين پليدى جزء وجود او مىشود . براى جبران پيروى از شهوات ترك آنها در آينده كافى نيست بلكه ناگريز بايد زنگارهايى كه بر صفحهء دل نقش بسته زدوده گردد ؛ همچنان كه براى ظهور صور در آينه قطع نفس و بخاراتى كه صفحهء آينه را تيره مىسازد . به آينده موكول كردن بى آن كه هم اكنون زنگارهايى را كه بر آن نقش بسته بزدايند كفايت نمىكند ؛ و همان گونه كه گناهان و شهوات ظلمت و تيرگى بر مىخيزد و سرزمين دل را فرا مىگيرد ، از طاعات و ترك شهوات نيز انوارى به تابش در مىآيد و بر اثر تيرگيهاى گناه از ميان مىرود . سخن پيامبر ( ص ) كه : « به دنبال كار بد كار نيك انجام دهيد تا آن را بزدايد » « 35 » اشاره به همين مطلب است . بنابر اين بنده در هيچ حالى از احوال بىنياز نيست از اين كه آثار گناهان خود را با به جا آوردن حسنات و كارهاى نيكى كه ضدّ آنها باشد از دل خويش محو كند . البتّه اين امر در مورد كسى است كه نخست دل او صفا و جلاى خود را يافته و سپس به سبب عوارضى تيرگى پيدا كرده است . امّا آن كه در نخستين مرحلهء صيقل دادن دل است كار او به درازا مىانجامد ، زيرا زدودن زنگار از چهرهء آينه مانند ساختن خود آينه نيست و صيقل دادن دل كارهاى طولانى و وقفه ناپذير لازم دارد و همهء آنها به توبه باز مىگردد . امّا در پاسخ گفتار تو كه به اينها واجب گفته نمىشود ، بلكه آنها فضيلت كمالند بايد بدانى كه واجب را دو معناست : يكى همان است كه مورد فتواى شرع مىباشد ، و همهء مردمان در برابر آن وظايفى مشترك دارند كه اگر همگى اين وظايف را انجام دهند هرگز جهان ويران نمىشود . ليكن اگر همهء مردم مكلّف شوند آن چنان كه سزاوار است از خداوند بترسند و تقواى الهى داشته باشند ، امور معيشت و زندگى تعطيل و دنيا بكلّى متروك و همين امر به بطلان تقوا منجر خواهد شد ، زيرا چنانچه امور معيشت تباه شود كسى در راه تقوا تلاش نخواهد كرد ، بلكه مشاغلى از قبيل بافندگى و كشاورزى و
--> ( 34 ) مطفّفين / 14 : چنين نيست كه آنها مىپندارند بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است . ( 35 ) اين حديث را ترمذى باز يادهاى در اوّل و آخر آن روايت كرده و آن را حسن و صحيح دانسته است . اين روايت پيش از اين در كتاب رياضت نفس آورده شده است .