الفيض الكاشاني

28

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بار به درگاه خدا توبه و استغفار مىكرد بىآن كه گناهى كرده باشد ، همانا خداوند دوستانش را به مصايب مخصوص دچار مىكند . تا آنان را در برابر تحمّل مصايب اجر و پاداش دهد ، بى آن كه گناهى مرتكب شده باشند » ؛ « 32 » يعنى گناهى مانند گناهان ما . و نيز به سند خود از ابى بصير از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه گفته است : « از آن حضرت دربارهء آيهء : فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ . إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ « 33 » پرسيدم ، فرمود : اى ابا محمّد به خدا سوگند سلطهء شيطان نسبت به مؤمن بر بدن اوست و بر دينش سلطه‌اى ندارد . شيطان بر ايّوب مسلّط شد و خلقتش را زشت و بد نما كرد امّا بر دينش سلطه نيافت ، و گاهى بر بدنهاى مؤمنان تسلّط مىيابد بدون اين كه بر دين آنها سلطه و قدرتى بيابد . » غزّالى مىگويد : اگر بگويى روشن است كه خيالات و اوهامى كه عارض قلب مىشود نقص است و كمال انسان در رهايى او از اينهاست ، همچنين قصور در معرفت كنه جلال الهى نقص است ، و هر قدر بر معرفت آدمى افزوده شود بر كمال او افزوده مىشود ، و انتقال از مراحل نقصان به سمت كمال رجوع و بازگشت است و رجوع و بازگشت همان توبه است ، و اينها همه فضيلتند نه فريضه ، و گفتن اين كه توبه در همهء احوال واجب است اطلاق دارد ، در حالى كه توبه از اين امور واجب نيست ، زيرا رسيدن به درجات كمال در شرع واجب نشده است . بنابراين مراد از اين كه توبه در همهء احوال واجب است چيست ؟ اينك بدان همان گونه كه پيش از اين گفته شد انسان اصولا و بر حسب فطرت از ميل به پيروى از شهوات خالى نيست ، و معناى توبه تنها ترك اين شهوات نمىباشد بلكه توبهء كامل عبارت از جبران اعمال گذشته و هر شهوتى است كه انسان پيروى كرده ، و از آن غبار ظلمتى بر دلش نشسته است ، همان گونه كه از نفس انسان بخار تيره‌اى برمىخيزد و بر روى صفحهء صاف آينه مىنشيند و در صورت تراكم به صورت زنگار در مىآيد ، همچنين اگر تيرگى شهوات بر روى هم انباشته شود صفحهء دل چركين و دچار زنگ و ريم مىشود ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :

--> ( 32 ) شورى / 30 : هر مصيبتى به شما برسد به سبب اعمالى است كه انجام داده‌ايد و بسيارى را نيز عفو مىكند . خبر همان مأخذ ، ج 2 ، ص 450 ، به شماره 2 . ( 33 ) نحل / 98 و 99 : هنگامى كه قرآن مىخوانى از شرّ شيطان رانده شده به خدا پناه ببر ، چه او بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مىكنند تسلّطى ندارد . خبر همان مأخذ ، ج 8 ( كتاب الروضه ) ص 288 .