الفيض الكاشاني

24

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مانند خوراكهاى زيانمند نسبت به بدن است . اين خوراكها پيوسته در بدن جمع مىشوند ، و مزاج آدمى را دستخوش دگرگونى مىكنند و او زمانى آن را احساس مىكند كه مزاج وى دچار تباهى شود و يك باره بيمار گردد و سپس ناگهان فوت كند . گناهان نيز به همين گونه‌اند ، زيرا همان طورى كه هر كس از هلاكت در اين دنياى ناپايدار بيمناك است لازم است در هر حالى كه باشد از هر نوع سموم و خوراكهايى كه براى او زيان دارد بپرهيزد به طريق اولى بر كسى كه از هلاكت ابدى بيم دارد پرهيز از گناه واجب مىباشد ، و اگر او به خوردن زهر مبادرت ورزد چون پشيمان شود لازم است آن را قى كند و با سرعت هر چه بيشتر آنچه را خورده است برگرداند و آنها را از معده‌اش خارج سازد ، تا اقدام خود را در خوردن زهر كه سبب شده بدنش در آستانهء مرگ قرار گيرد تلافى كرده باشد ، هر چند آنچه را ممكن بود از دست بدهد جز دنيايى فانى و زود گذر نبوده است . از اين رو آن كه خود را به سموم دين كه عبارت از گناهانند مىآلايد بر او واجبتر و سزاوارتر است كه از گناه دست بازدارد ، و تا مهلت جبران سپرى نشده و عمر باقى است به قدر ممكن به تدارك گذشتهء خود بپردازد ، زيرا آنچه از اين زهر بر خود بيم دارد از دست رفتن آخرت است كه در آن نعمتهايى دائمى و سلطنتى عظيم است ، و از دست رفتن آن موجب دخول در آتش دوزخ مىباشد كه عمر دنيا اگر هم چند برابر شود كمتر از عشرى از اعشار مدّت آن است ، چه بىترديد مدّت آن پايانى ندارد . بنابر اين به سوى توبه بشتابيد پيش از آن كه زهر گناهان در روح ايمان چنان كارگر شود كه اختيار از دست پزشكان بيرون رود ، و پرهيز و مداوا سودى نداشته باشد ، و اندرز ناصحان و موعظهء واعظان در انسان تأثير نبخشد ، و اين گفتار بر او صدق كند كه وى از جملهء هالكان و نابود شدگان و از كسانى است كه خداوند دربارهء آنان فرموده است : إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ، وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ « 27 » واژهء ايمان تو را نفريبد كه بگويى در اين آيه مراد كافرانند ، زيرا برايت روشن شد كه ايمان هفتاد و چند شاخه دارد ، و زنا كار در حال زنا مؤمن نيست ، و كسى كه از شعبه‌ها و فروع

--> ( 27 ) يس 8 / تا 10 : ما در گردنهاى آنها غلهايى قرار داديم كه تا چانه‌ها ادامه دارد و سرهاى آنها را به بالا نگهداشته است و در پيش روى آنها سدّى قرار داديم ، و در پشت سرشان سدّى ، و چشمان آنها را پوشانده‌ايم لذا چيزى را نمىبينند . براى آنها يكسان است چه آنان را بيم دهى و يا بيم ندهى ، ايمان نمىآورند .