الفيض الكاشاني

220

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ابن عبّاس گفته است راسخان در علم به علومى اختصاص دارند كه فهم مردم توان تحمّل آنها را ندارد ، و هنگامى كه آيهء : يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ را تلاوت كرد گفت : اگر آنچه را از معناى اين آيه مىدانم بگويم مرا سنگباران مىكنيد ، و در عبارت ديگر آمده است : مىگوييد او كافر است . ما در اين باره به همين مقدار بسنده مىكنيم ، چه زمام سخن از كف بيرون رفت و با علم معامله چيزهايى آميخته شد كه از آن نبود . ركن دوّم - چيزى كه بايد بر آن شكر كرد و آن نعمت است ( 1 ) ما بايد در اين ركن حقيقت نعمت و اقسام و درجات آن و اصناف نعمتهايى را كه اختصاص و تعميم دارد ذكر كنيم ، زيرا شمارش نعمتهاى خداوند بر بندگانش بيرون از توان بشر است چنان كه فرموده است : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها . « 1 » از اين رو نخست امورى مكّى را كه در شناخت نعمتهاى الهى به منزلهء قانون است بيان مىكنيم و سپس به ذكر اقسام نعمتها مىپردازيم . بيان حقيقت نعمت و اقسام آن ( 2 ) بدان هر خوبى و سعادت و لذّت بلكه هر مطلوب و مؤثّرى نعمت گفته مىشود . ليكن نعمت حقيقى سعادت آخرت است و آنچه غير از آن است يا به غلط و يا بر سبيل مجاز سعادت خوانده مىشود ؛ چنان كه سعادت دنيويى را كه به كار آخرت هيچ كمكى نمىكند نيز نعمت مىنامند و اين غلط محض است . گاهى اطلاق نام نعمت بر چيزى در دست است ليكن درست‌تر از آن است كه اين نام بر سعادت اخروى اطلاق شود ؛ از اين رو هر سببى كه انسان را به سعادت آخرت رساند و به اين مقصود با يك واسطه يا چند واسطه كمك كند ناميدن آن به نعمت درست است ، چه آن انسان را به نعمت حقيقى مىرساند . ما اسبابى را كه در اين راه يارى دهنده است و لذّاتى را كه نعمت ناميده شده‌اند تقسيم‌بندى و در زير ذكر مىكنيم :

--> ( 1 ) ابراهيم / 34 : و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد هرگز آنها را شمارش نخواهيد كرد .