الفيض الكاشاني

196

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

صفات است ترقّى و عرض كرد : پروردگارا از خشم تو به رضاى تو پناه مىبرم . « 52 » و خشم و رضا دو صفت‌اند و چون اين را نقصانى در توحيد دانست نزديكتر شد و از مشاهدهء صفات به مشاهدهء ذات ترقّى كرد و گفت : پروردگارا از تو به تو پناه مىبرم ، و اين فرار از او به سوى او بىمشاهدهء افعال و صفات اوست ليكن چون ديد از او به سوى او مىگريزد و به او پناه مىبرد و ثناى او را مىگويد از مشاهدهء نفس خود كه آن را نقصانى دانست فانى گشت و نزديكتر شد و گفت : أنت كما أثنيت على نفسك لا احصى ثناء عليك جملهء لا احصى خبر از فناى نفس و خروج آن حضرت از مشاهدهء نفس خويش است ، و جملهء : أنت كما أثنيت على نفسك بيان اين است كه ثنا گوينده و ثنا گفته شده خداست و همه چيز از او آغاز مىشود و به او باز مىگردد ، هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ . بنابر اين نخستين مقام پيامبر بالاترين مقام موحّدان است و آن عبارت از اين است كه جز خدا و افعال او چيزى نبينند ، و از فعلى به فعل ديگر پناه جويند ؛ و بنگر كه پايان آن به كجا انجاميد ، چه منتهى به خالق يگانه شد به حدّى كه هر چه جز ذات حقّ بود از نظر و مشاهدهء او محو و بر طرف گرديد . پيامبر ( ص ) از مرتبه‌اى به مرتبهء ديگر بالاتر نمىرفت جز اين كه مرتبهء قبلى را نسبت به بعدى بعد از حق تعالى مىدانست و از آن استغفار مىكرد و آن را در سلوك خود نقص و از نظر مقام خويش تقصير به حساب مىآورد . اين كه فرموده است : « همانا بر دلم پرده‌اى كشيده مىشود به حدّى كه در شبانه روز هفتاد بار استغفار مىكنم » ، « 53 » اشاره به همين مطلب است . اين امر بدان سبب بود كه آن حضرت هفتاد مقام را پيمود كه يكى پس از ديگرى بود ، و اوايل اين مقامات اگر چه از بالاترين درجات خلق برتر بود ليكن در مقايسه با اواخر آنها براى آن حضرت نقصان بود و به همين سبب استغفار مىفرمود . هنگامى كه عايشه گفت : مگر نه اين است كه خداوند گناهان مقدّم و مؤخّر تو را آمرزيده است ديگر اين گريستن در سجود و اين كوشش سخت براى چيست ؟ فرمود :

--> ( 52 ) در حديث اين جمله مقدّم بر جملهء نخست است ، و آنچه غزّالى گفته تنها بر طبق روايت نسايى در سنن 8 / 284 درست مىباشد ، زيرا او طبق آنچه در متن است تنها استعاذه‌ها را ذكر كرده و لا أحصى ثناء را تا آخر آن نياورده است . ( 53 ) پيش از اين ذكر شده است .