الفيض الكاشاني

181

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

جز با گريهء خوف و شكر از آن زدوده نمىشود . از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرموده است : « در روز بازپسين منادى ندا مىكند كه حمّادان برخيزند . گروهى برمىخيزند و براى آنان پرچمى نصب مىشود . سپس وارد بهشت مىشوند . پرسيدند : حمّادان كيانند ؟ فرمود : آنانى هستند كه در همه احوال خدا را شكر مىگويند . » در روايت ديگرى است : « آنها در شادى و غم خدا را شكرگزارند . » « 20 » و نيز از آن حضرت روايت شده است كه : « حمد رداى خداوند رحمان است . » « 21 » خداوند در گفتارى طولانى به ايّوب پيامبر وحى فرمود كه من شكر را از دوستان خود به عنوان پاداش مىپسندم و بدان خشنودم . خداوند دربارهء صفات صبر كنندگان به او وحى فرمود كه : سراى آنان بهشت است ، هنگامى كه به آن وارد شوند شكر را به آنها الهام مىكنم و آن نيكوترين سخن است و چون شكر گويند زيادت آن را از آنان بخواهم و به لقاى خود نعمتها را بر آنان افزون گردانم . هنگامى كه دربارهء اندوختن طلا و نقره آيه نازل شد ، عمر گفت : كدام مال را برگيريم ؟ پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « به جاى مال زبان ذاكر و دل شكرگزار براى خود ذخيره سازيد . » « 22 » پس پيامبر ( ص ) به جاى گردآورى مال داشتن قلب شاكر را سفارش كرده است . ابن مسعود گفته است : شكر يك نيمهء ايمان است . مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) كافى از امام صادق ( ع ) از پيامبر خدا ( ص ) روايت كرده كه فرموده است : « خورندهء شكرگزار همان پاداش را دارد كه روزه‌گير طالب ثواب دارد ؛ و تندرست شكرگزار همان پاداش را دارد كه گرفتار صبر كننده دارد ؛ و بخشندهء شكر گزار همان پاداش را دارد كه محروم قناعت پيشه دارد . » « 23 » و نيز از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : خداوند به

--> ( 20 ) من به الفاظ اين حديث دست نيافتم ، بلى طبرانى در الكبير و حاكم در المستدرك ، 1 / 502 و بيهقى در الشعب به سند حسن از ابن عبّاس آورده‌اند كه : « نخستين كسانى كه به بهشت فرا خوانده مىشوند حمّادان هستند كه در شادى و غم خدا را شكر مىگويند » ، الجامع الصغير . ( 21 ) عراقى گفته است : من مأخذ اين حديث را نيافتم . ( 22 ) سنن ابن ماجه شمارهء 1856 ، پيش از اين در نكاح ذكر شده است . ( 23 ) همان مأخذ ، 2 / 94 ، شمارهء 1 .