الفيض الكاشاني
182
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
روى بندهاى باب شكر را نگشوده جز اين كه باب زيادى نعمت را به روى او باز كرده است . » « 24 » و نيز فرموده است : « به كسى كه ( توفيق ) شكر داده شده مزيد نعمت نيز به او عطا شده است . خداوند فرموده است : لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . » « 25 » و نيز : « نعمتى را كه خداوند به بنده ارزانى داشته چنانچه در دل آن را از خدا بداند و به زبان شكر او گويد هنوز سخنش پايان نيافته كه دستور مزيد نعمت براى او داده مىشود . » « 26 » از امام باقر ( ع ) روايت شده كه : « پيامبر خدا ( ص ) در شب نوبت عايشه نزد او بود . عايشه گفت : اى پيامبر خدا ، چرا به خودت اين همه رنج مىدهى در حالى كه خداوند گناهان گذشته و آيندهات را آمرزيده است ؟ فرمود : اى عايشه ، آيا بندهاى شكرگزار نباشم ؟ امام ( ع ) فرمود : پيامبر خدا ( ص ) بر روى انگشتان پا مىايستاد ، و خداوند اين آيه را نازل فرمود : طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى . » « 27 » تعريف شكر و حقيقت آن ( 1 ) بدان شكر يكى از مقامات سالكان است و آن از علم و حال و عمل تحقّق مىيابد . علم اصل است و از آن حال پديدار مىشود و از حال ، عمل به وجود مىآيد . امّا علم عبارت از شناخت نعمت از نعمت دهنده است ، و حال همان شادى حاصل از انعام اوست ، و عمل انجام دادن چيزى است كه مقصود و محبوب بخشندهء نعمت است . چون عمل به دل و اعضا و زبان مربوط مىشود ناگزير بايد همهء اينها را شرح دهيم تا بر حقيقت شكر آگاهى حاصل شود ، زيرا آنچه در تعريف آن گفتهاند براى احاطهء كامل به معانى آن كافى نيست . اصل اوّل علم است و آن دانستن سه امر است كه عبارتند از : شناخت عين نعمت و
--> ( 24 ) همان مأخذ ، 2 / 94 ، شمارهء 2 . ( 25 ) كافى ، 32 / 95 ، شمارهء 8 ، و آيه در سورهء ابراهيم / 7 : اگر شكرگزارى كنيد ( نعمت خود را ) بر شما خواهم افزود . ( 26 ) كافى ، 2 / 95 ، شمارهء 9 . ( 27 ) همان مأخذ ، 2 / 95 ، شمارهء 6 . آيه در سورهء طه / 1 و 2 : طه . ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى .