الفيض الكاشاني
153
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
وسيلهء آنها با شهوات مبارزه كنند آفريده نشده و حال آن كه اين نيروها در انسان نهاده شده و او آنها را مهمل و بلا استفاده گذارده است . از اين رو بحقّ ، اينان از چهارپايان ناقصترند و به يقين پشت كردهاند ، به همين مناسبت گفتهاند : و لم أر في عيوب النّاس عيبا * كنقص القادرين على التّمام « 49 » صبر از نظر آسانى و دشوارى نيز تقسيم پذير است ، چه نوعى صبر است كه براى نفس دشوار و مشقّت بار است و دوام بر آن جز با كوشش زياد و رنج بسيار ميسّر نيست . و اين را « تصبّر » مىنامند . نوعى ديگر از صبر وجود دارد كه با رنج و زحمتى همراه نيست و با اندكى تحمّل ، نفس آن را بر خود هموار مىسازد ، و اين را « صبر » مىخوانند . هرگاه بر تقوا و پرهيزگارى مداومت شود ، و تصديق به حسن عواقب امور قوّت گيرد صبر آسان مىگردد ، به همين سبب خداوند فرموده است : فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى ، وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى . « 50 » مثال اين تقسيم توانايى كشتىگير نسبت به ديگران است ، چه مرد نيرومند مىتواند مرد ضعيف را به اندك حمله و كمترين نيرو به خاك افكند بى آن كه در درگيرى با او دچار زحمت و خستگى و اضطراب شود ، و نفسش به شماره افتد . ليكن مرد نيرومند را جز با زحمت بسيار و رنج و عرق پيشانى نمىتوان به زمين زد . نبرد ميان انگيزهء دين و انگيزهء هوس نيز به همين گونه است زيرا به تحقيق آن نبرد ميان فرشتگان و شياطين است ، و هر گاه شهوتها رام و ريشهكن شوند و انگيزهء دين غلبه و استيلا يابد ، و بر اثر طول مداومت صبر آسان گردد حالت رضا به وجود مىآيد ، چنان كه شرح آن در كتاب رضا خواهد آمد ؛ و مقام رضا عاليتر از صبر است . از اين رو پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « خدا را با رضا بندگى كن ، و اگر نمىتوانى در صبر بر چيزى كه از آن كراهت دارى خير بسيار است . » « 51 » يكى از عارفان گفته است : صابران از سه مقام برخوردارند : نخستين ترك شكايت است اين درجهء توبه كنندگان است ؛ دوّم راضى است به آنچه برايش مقدّر شده و اين
--> ( 49 ) در عيبهاى مردم عيبى نديدم مانند نقص كسانى كه بر تمام قادر باشند . ( 50 ) ليل / 5 و 6 و 7 : امّا كسى كه در راه خدا انفاق كند ، و پرهيزگارى پيش گيرد ، و جزاى نيك الهى را باور كند ما او را در مسير آسانى قرار مىدهيم . ( 51 ) سنن ترمذى ، مسند احمد از حديث ابن عبّاس .