الفيض الكاشاني
149
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شكيبايى در برابر خواستهاى شهوت است اعمّ از شهوت بطن و فرج نه شكيبايى در برابر خواستهاى خشم ، لذا پيامبر خدا ( ص ) به همين مناسبت فرموده است : « روزه نصف صبر است » ، زيرا كمال صبر شكيبايى و پايدارى در برابر هر دو انگيزهء شهوت و انگيزهء غضب است و در اين صورت روزه ربع ايمان خواهد بود . به همين گونه بايد اندازههاى شرعى و حدود اعمال و احوال و نسبت آنها را با ايمان درك كرد ، و در اين مورد اصل اين است كه كثرت ابواب ايمان شناخته شود و بدانند كه واژهء ايمان بر وجوه مختلفى اطلاق مىشود . نامهاى مختلف صبر در نسبت به آنچه بايد از آن صبر كرد ( 1 ) بدان صبر دو نوع است : يكى صبر تن است مانند تحمّل سختيهايى كه بر بدن وارد مىشود و پايدارى در برابر آنها و اين دو قسم است : يكى از طريق فعل مانند انجام دادن كارهاى مشقّتبار و سخت اعمّ از عبادات و جز آنها و دوم از طريق تحمّل ، مانند شكيبايى در برابر زدنهاى سخت و پايدارى در برابر بيماريهاى دشوار و زخمهاى هولناك . اين گونه صبر اگر موافق شرع باشد پسنديده است ؛ ليكن ستودهترين نوع آن صبر روحى در برابر خواستهاى طبع و هوسهاست ، و اين صبر اگر شكيبايى در برابر خواستهاى شكم و فرج باشد عفّت گفته مىشود ، و اگر صبر در تحمّل مكروهى باشد نامهاى آن نزد مردم به اختلاف نوع مكروهى كه صبر بر آن غلبه مىكند مختلف مىشود ، و اگر شكيبايى در برابر مصيبتى باشد تنها به واژهء صبر اكتفا مىشود ؛ و ضدّ آن حالتى است كه آن را جزع و بىتابى مىنامند . اين حالت عبارت از آزاد گذاشتن انگيزهء هوس است تا آواز را بلند كند و بر صورت بزند و گريبان چاك كند و جز اينها . اگر صبر در تحمّل رنج باشد آن را ضبط نفس مىنامند و ضدّ آن حالتى است كه آن را بطر مىگويند ؛ اگر صبر در جنگ و كارزار باشد آن را شجاعت مىخوانند و ضدّ آن جبن يا ترس است ؛ اگر صبر بر فرو بردن خشم باشد حلم گفته مىشود و ضدّ آن تذمّر يا خشمگينى است ؛ اگر صبر در برابر يكى از حوادث روزگار باشد آن را سعهء صدر مىگويند و ضدّ آن دلتنگى و آزردگى و ضيق صدر است ؛ اگر پايدارى در پوشيده داشتن سخنى است آن را كتمان مىخوانند و صاحب آن كتوم يا راز دار گفته مىشود ؛ اگر صبر بر محروميّت از زرق و برق زندگى است آن را زهد مىگويند و ضدّ آن حرص است ؛ و اگر صبر بر مقدار